نگاهی به کشت زعفران وخواص آن

  • خواص درمانی

    زعفران در کتاب رسمی داروسازی نامبرده شده و به شکل تنطوری با نام OpiiCrocata وجود دارد.همچنین عصارهٔ آن به صورت محصولی به نام Bitters Swedish توسط کارخانجات مختلف تهیه و جهت مصارف دارویی

  • مختلف عرضه می‌شود.بر حسب آزمایش‌هایی که در اروپا انجام شده‌است، زغفران خاصیت کاهش چربی وکلسترول خون و افزایش نفوذ اکسیژن در پلاسما را درموش آزمایشگاهی از خود نشان داده‌است.
    در طب عوام نقاط مختلف جهان، زعفران به عنوان آرام بخش، ضد اسپاسم، اشتها آور و مقوی معده استفاده می‌شود. در کشور آلمان زعفران به عنوان آرام بخش، درمان درد معده و شکم و آسم مصرف می‌شود. زعفران بدلیل رنگ شادی که دارد در غذاها باعث نشاط انسان می‌شود

     

  • مصارف غذایی و صنعتی

    زعفران به جهت طعم، بو و رنگ زرد خاصی که دارد به وفور در غذاها (به ویژه همراه بابرنج) ، صنایع شرینی سازی، داروسازی و صنایع دیگر به مصرف می‌رسد.

     

  • ترکیبات

    مهم ترین ترکیبات موجود در زعفران شامل ترکیبات زرد رنگ که به خوبی در آب محلول اند (مشتقات کروستین)، ترکیبات تلخ از جمله پیکروکروسین که به ویژه مقوی معده می‌باشند، مواد معطر (اسانس) که مهم ترین ترکیب آن سافرانال می‌باشد که گاهی تا ۱درصد زعفران را تشکیل می‌دهد، روغن ثابت به میزان حداکثر ۱۰درصد، رطوبت حدود ۱۳ـ۱۰ درصد و ترکیبات معدنی حدود ۵درصد می‌باشد

     

  • نگهداری

    زعفران بویژه بعد از آسیاب شدن باید دور از نور و رطوبت و در جام شیشه‌ای نگهداری شود.زیرا با توجه به این که اسانس (مواد معطر) زعفران قابل تبخیر شدن است در صورت نگه داری نامناسب، به مرور زمان اسانس آن تبخیر شده و از اثرات دارویی و طعم و مزهٔ آن کاسته می‌شود و مرغوبیت آن از دست می‌رود.

  •  

     

  • تقلب

    چون زعفران بسیار گران قیمت می‌باشد، از قدیم سوداگران حقه باز در آن دستکاری می‌کردند و مجازات تقلب در زعفران گاهی حکم اعدام داشته‌است. مهم ترین تقلبی که به عنوان زعفران صورت می‌گیرد گل رنگ می‌باشد که شباهتی به زعفران دارد و می‌تواند ایجاد رنگ زرد کند.گاهی برای اضافه شدن وزن به آن روغن یا آب نبات و عسل اسپری می‌کنند. البته در برون عزیز ما هیچ وقت همچین چیزی یافت نشده ولی در بعضی جاهها این کارها را م

    ی کنند .

  •  

    بهترین نوع زعفران زعفرانی است که به آن دختر پیچ می‌گویند یعنی صد درصد طبیعی است و سر ریشه دست نخورده‌است مانند رشته‌ای نخ قرمز است که پایین آن سفید و نیمه بالای آن قرمز است.

  • نام

    بیشتر منابع انگلیسی زعفران را از واژه الصفران و واژه‌ای عرب دانسته‌اند اما درستی این موضوع بعید به نظر می‌رسد چون کاربرد زعفران قدمتی بیشتر از ده هزار سال دارد و این گیاه بومی رشته کوههای البرز و آسیای میانه‌است. وزن این واژه نیز عربی نیست و اصولاً بیشتر نام‌هایی که در عربی به «ان» ختم می‌شوند ریشه فارسی دارند مانند مهرجان، جلجلان و... شاید زعفران در اصل زرپران بوده یعنی گلی که کلاله آن هم ارزش زر و طلا است و این واژه سپس به زعفران تبدیل شده. در زبان فارسی و ترکی زفرون (زفرو) و در عربی زعفران در انگلیسی saffron در اسپانی azafrán در فرانسه (safrane در ایتالیایی (zaferano به هندی zuffron تلفظ می‌شود

     

  • تولید زعــــفــران:

    زعفران گیاه گرمسیری است که در مناطقی با زمستانهای گرم و خشک رشد خوبی دارد. مقاومت زعفران در برابر سرما زیاد است (تا 20- درجه سانتیگراد) اما به دلیل اینکه طول دوره رشد آن از اواخر پاییز تا آغاز بهار است نیاز به آب و هوای معتدل در این دوره دارد.

  •  

    باران یا آبیاری در طول دوره استراحت تابستانه (دوره خواب) برای این گیاه مضر می باشد.
    در خاکهای رسی یا شنی بخوبی رشد نمی کند بهترین نوع خاک خاک شنی- رسی با مقدار کمی آهک و PH (8-7) همچنین خاک باید عاری از علفهای هرز باشد و طی چند سال اخیر در آن زعفران کاشت نشده باشد.
    این گیاه بمقدار مختصری ترکیبات مغذی نیاز دارد و بهترین نوع کود کود گاوی بمیزان 15-10 تن در هکتار می باشد. در صورت استفاده از کودهای شیمیایی بمیزان 100 کیلوگرم کود فسفره و 200 کیلوگرم کود پتاسه فبل از کاشت و 200 کیلوگرم کود اوره بصورت سرک (در چند مرحله) در مراحل داشت و بعد از برداشت (و یا 500 کیلوگرم کود کامل در هکتار) کفایت می کند مقادیر یاد شده بسته به نوع خاک می تواند متغیر باشد.


    عملیات کاشت (سال اول): در فصل بهار زمین مورد نظر را در طی یک هفته دو بار شخم زده شود بطوریکه همه کلوخها خرد شده و کود بخوبی با خاک مخلوط گردد. پس از رشد علفهای هرز را وجین نموده و تا موقع کاشت رها شود.
    در اوایل پاییز چند روز قبل از کاشت زمین را آبیاری و برای سومین مرتبه زیر و رو کرده بعد از آنکه همه کلوخه ها خرد شدند پیازهای به روش فارویی یا کرتی کاشته شوند.
    طریقه کاشت پیازها: پیازها انتخاب شده باید سالم و عاری از هر گونه بیماری و یا آسیب دیدگی بوده و قبل از کاشت با سموم قارچ کش ضدعفونی شود.
    فاصله پیازها روی ردیف 20 سانتیمتر و فاصله بین ردیفها را 25 سانتیمتر است که در غیر این صورت پیازها رشد مناسب نخواهند کرد در هر هکتار به طور متوسط 3 تن پیاز کاشته می شود.
    بعد از کاشت پیازها بلافاصله مزرعه آبیاری شود و اگر 3-2 روز قبل از کاشت آبیاری صورت گرفته باشد می توان آبیاری را تا چند روز بعد از کاشت به تعویق انداخت بهترین زمان آبیاری مزرعه اواخر مهرماه می باشد اگر آبیاری زودتر از زمان مقرر انجام شود برگها قبل از گلها ظاهر می شوند که در این صورت عمل برداشت را با مشکل مواجه می سازد.
    بنابراین باید مراقب بود که در فاصله زمانی بین مرحله کاشت پیازها و زمان برداشت گل فقط یکبار آبیاری انجام شود. زعفران گیاهی است مخصوص مناطق خشک و آب چندانی نیاز ندارد اما اگر بعد از برداشت و طول زمستان چندین نوبت مزرعه آبیاری شود پیازها درشت تر خواهند شد و باعث می گردد که گیاهان قویتری ایجاد کند. آبیاری زعفران زمانی انجام می شود که محصولات دیگر به آب احتیاج ندارد.


    عملیات سال دوم(مراحل داشت مزرعه):
    کوددهی: در اواسط مهرماه در حدود 15 تن در هکتار کود دامی به زمین داده و شخم سطحی زده می شود. بطوریکه به پیازها آسیبی نرسد اگر در مزرعه علف هرز دیده شد باید وجین انجام گیرد.
    آبیاری: آبیاری در سال دوم همانند سال اول انجام می شود اگر بارندگی در حد متوسط باشد هر 20 روز یکبار آبیاری کفایت می کند(دور آبیاری به نوع خاک هم بستگی دارد و در خاکهایی با درصد شن بیشتر دور آبیاری کوتاهتر و در خاکهای رسی دور آبیاری بلندتر است)
    در سالهای خیلی سرد در ماههای دی و بهمن باید از آبیاری مزرعه خودداری نمود زیرا باعث یخ زدگی و فساد پیازها می گردد. آخرین آبیاری در اواسط فروردین است زمانی که برگهای زعفران رو به زردی می گرایند بعد از آن برگها را چیده و بعنوان خوراک دام استفاده گردد ولی دقت کنید که به هیچ وجه دام را برای چرانیدن در مزرعه رها نکنید چرا که به پیازها فشار آورده پیازها آسیب دیده و احتمال سبز شدن آن در سال آینده کاهش می یابد.
    کنترل علفهای هرز: بهترین روش کنترل علفهای هرز وجین دستی است که دو بار در سال انجام می شود. در صورت لزوم از علف کشهای مناسب با توصیه کارشناسان مربوطه استفاده می شود.
    کنترل آفات: خرگوش و جوجه تیغی از جمله جانورانی هستند که از پیازهای زعفران تغذیه نموده و به مزرعه خسارت می زنند در صورت مشاهده آثار آن از طعمه مسموم طبق توصیه کارشناس مربوطه استفاده می شود.البته در برون جانوری به نام موش هم هست که واقعا ضررات زیادی به مزرعه برونیها وارد می کند که از مسئولین محترم تقاضا داریم با این معضل که  در برون به وجود آمده با کشاورزان همکاری نمایند.
    کشت زعفران فقط در سال اول ولی برداشت آن 7 سال می باشد.

    آب و هوای مناسب زعفران: زعفران گیاهی است نیمه گرمسیری و در نقاطی که دارای زمستانهای ملایم و تابستان گرم و خشک باشد بخوبی می روید مقاومت زعفران در مقابل سرما زیاد است و لیکن چون دوران رشد آن مصادف با پائیز و زمستان و اوایل بهار است طبعا در این ایم به هوای مناسب و معتدلی نیاز دارد. در دوره خواب یا استراحت گیاه (تابستان) بارندگی یا آبیاری برای آن مضر است بنابراین کشت و کار آن در مناطق گیلان و مازندران و مناطق گرم جنوب کشور معمول نیست. اراضی آفتاب گیر و بدون درخت که ضمنا در معرض بادهای سرد نیز نباشد برای رشد زعفران مناسب است. با این وجود در برخی از روستاهای بیرجند و قاین در زیر سایه بوته های زرشک و درختان بادام که در تابستان کمتر آبیاری می شوند کاشته می شود.
    حداکثر دمای این گیاه بین 40 تا 35 درجه سانتی گراد و در ارتفاع بین 1300 تا 2300 متر از سطح دریا عملکرد خوبی را نشان داده است.

    خاک مناسب پرورش زعفران: از آنجاییکه پیاز زعفران مدت نسبتا زیادی (7 - 5 سال) در زمین می ماند. خاک زمین باید سبک یا ترکیبی از شن و رس باشد که پیاز بتواند در این مدت علاوه بر تامین مواد غذایی، در مقابل شرایط خاص منطقه ای نیز مقاومت نماید.
    بنابراین جهت رشد و نمو مناسب گیاه و تولید محصول مرغوب و مطلوب زمین های حاصلخیز و زهکشی شده بدون درخت با خاک(لومی، لیمونی، رسی و شنی) و آهک دار که PH آن بین 7-8 باشد بر زمین های شور، فقیر و مرطوب، اسیدی ترجیح داد.
    زعفران در زمین هائیکه دارای قلوه سنگ یا علف های هرز یا مواد آلی پوسیده نشده باشد محصول خوبی نمی دهد.

    تهیه زمین:در تهیه زمین به منظور کاشت زعفران لازم است توجه و دقت خاصی معمول شود ابتدا در فرصتهای مناسب در پائیز یا زمستان زمین مورد نظر را شخم عمیق می زنند درصورتیکه شرایط مناسب نبوده یا دسترسی به تراکتور مقدور نباشد می توان شخم را در پایان بهار یا اوایل تیرماه نیز انجام داد.
    در تهیه زمین بطریق سنتی در اوایل بهار پس از قطع بارانهای بهاره زمین را با گاوآهن ایرانی شخم می زنند بعد از 15 - 10 روز مجددا به شخم زمین اقدام می کنند و اگر زمین دارای کلوخ باشد گاوآهن را باز کرده و کلوخ ها را با استفاده از ماله خرد می کنند بعد از دو یا سه هفته مجددا زمین را دوبار در جهات عمود بر هم شخم می زنند قبل از شخم سوم برای هر 100 متر مربع زمین 10 - 5 بار الاغ کود حیوانی پوسیده پخش می نمایند کشاورزان بخوبی دریافتند که شخم های مکرر صرفنظر از تهیه بستر مناسب کشت زمین را تا حدودی از وجود علف های هرز پاک می سازند.


     

    در این طریق زمین کرت بندی شده و طول و عرض کرتها را نسبت به شیب زمین و قدرت آب تعیین می کنند. معمولا عرض و طول کرتها در حد بین 4*10 تا 100*10 متر می باشد در زراعت مکانیزه زعفران زمین را در پاییز سال قبل از کشت با گاوآهن شخم عمیق می زنند در بهار پس از قطع بارانهای بهاری خاک را با انجام شخم متوسط ضمن سله شکنی از وجود علفهای هرز پاک می کنند در مرداد یا شهریور پس از پخش 40 -80 تن کود حیوانی و 200 کیلوگرم فسفات آمونیوم زمین را بصورت فارو در میاورند و برای کشت آماده می کنند. (البته متخصصین تغذیه ای توصیه می کنند که حدود 250 کیلوگرم سولفات پتاسیم نیز در این مرحله با خاک مخلوط گردد)

    انتخاب پیاز و زمان کشت زعفران: احداث مزارع جدید زعفران فقط بوسیله پیاز آن مقدور و معمول است. بنابراین تهیه و انتخاب پیاز مرغوب جهت کاشت در ایجاد و گسترش کشت حائز اهمیت است.پیاز زعفران را می توان از خاک درآورد به انبار یا مزرعه دیگری منتقل نمود، با توجه به دوده خواب یا استراحت پیاز که از اواخر اردیبهشت ماه تا اواخر مرداد ادامه دارد می توان در این فاصله نسبت به بیرون آوردن پیاز اقدام کرد. بهتر است پیازها پس از بیرون آوردن از زمین کاشته شوند تا پیازها ضمن ادامه استراحت در زمین جدید مستقر شوند. از بیرون آوردن پیازها در اواخر مرداد به بعد باید خودداری کرد چون در این موقع بعضی از پیازها ممکن است برای ریشه دادن و جوانه زدن آماده باشند هر قدر فاصله بیرون آوردن پیازها تا کاشت کمتر باشد بهتر است با وجود این پیاز زعفران را برای مدت چندماه در محل سرد و خشک با ارتفاع 30 - 20 سانتی متر می توان بصورت پخش شده نگهداری نمود ولی این امر باعث عدم توسعه فیزیولوژیکی گلها شده و باردهی سال اول کشت را شدید هش می دهد.پیاز زعفران را از موقع خزان بوته (اوایل خرداد تا اواسط مهرماه می توان کشت نمود ولی بهتر است پیاز زعفران را از موقع خزان بوته (اوایل خرداد تا اواسط مهرماه می توان کشت نمود ولی بهتر است از کاشت پیاز در اواخر تیر و اوایل مرداد خودداری شود زیرا در این موقع هوا و زمین بسیار گرم است و بیم آن می رود که رطوبت پیاز موقع جابجای از بین رفته و به آن صدمه وارد شود. بر اساس تحقیقات انجام شده توسط مرکز پژوهشهای صنعتی خراسان بهترین زمان کشت خرداد ماه می باشد.

    نوع و مقدار کشت پیاز زعفران:بطوریکه گفته شد زعفران بوسیله غده ساقه که عبارت از پیازهای تو پر (بنه) می باشد ازدیاد می شود و اندازه آن از یک فندق تا یک گردو متفاوت است. پیازهای انتخابی باید درشت تر، سالم تر و بدون زخم و خراشیدگی و عاری از هر نوع بیماری باشد.
    پیازها بهتر است قبل از کاشت با سموم قارچ کش از قبیل سرزان، سری تیزان و گرامنیون و غیره به نسبت 500 - 300 گرم سم برای یکصد کیلو پیاز بر علیه بیماریهای قارچی ضد عفونی شوند. در موقع کاشت بهتر است پولک یا لایه خشک کف پیاز به همراه مقداری از پوسته آزاد روی پیاز جدا شوند تا جذب آب بوسیله پیاز آسانتر و جوانه زدن آن سریعتر انجام شود. مقدار کاشت پیاز بسته به ریزی و درشتی از 10 - 3 تن در هکتار فرق می کند. فواصل کاشت معمولا 30 - 25 سانتی متر از هر طرف می باشد.
    تعداد پیاز انتخابی جهت کاشت در هر چاله 3 پیاز است با وزن متوسط 6 گرم برای هر پیاز می باشد در صورتیکه پیازها ردیفی در فارو کاشته شوند بصورت منفرد و با فاصله 8 - 6 سانتی متر از یکدیگر به مقدار 3 تن و در صورتیکه بصورت سنتی و در هر چاله 5 عدد مصرف کنند میزان کاشت پیاز به 5 تن بالغ خواهد شد. گفتنی است که در تحقیقات انجام شده بهترین پیازها، پیازهایی با اندازه بیشتر از 8 گرم بود.

    عملیات کاشت پیاز زعفران:برای کاشتن پیاز زعفران ابتدا چاله های یک ردیف را با بیل در می آورند و در داخل هر چاله بطوریکه گفته شد از 3 - 15 پیاز قرار می دهند. عمق کاشت پیاز 20 - 15 سانتی متر در نظر گرفته و در موقع کاشت سر پیازها باید رو به بالا قرار گیرد. پیازها در عمق 20 سانتی متری در زمستان از سرما و یخبندان و سایر تنش های محیطی و در تابستان از گرما زدگی مصون می مانند.
    برای کاشت زعفران 5 - 4 نفر شرکت می کنند به این ترتیب که یک نفر با بیل چاله ها را در می آورند دو نفر پیازهای قابل کشت را بصورت دسته های 3 تا 5 یا 15 تائی انتخاب می کنند و نفر چهارم پیازها را در داخل چاله ها قرار می دهند و بقیه نفرات کار خود را ادامه می دهند تا تمام زمین کاشته شود. سرانجام سطح مزرعه را که نا مسطح شده با بیل یا ماله ایکه صاف و فشرده می سازند تا پیازها به خاک بچسبد.
    زمین کشت شده به همین صورت تا موقع آبیاری پائیزه رها می شود قبل از آبیاری در حدود 20 - 10 تن کود حیوانی کاملا پوسیده با بیل یا چهر شاخ در سطح زمین پخش می نمایند.
    در اسانیا کاشت زعفران به صورت دیم صورت می گیرد پیازهای زعفران بجای کپه کاری در داخل ردیف 4 بفاصله 5 تا 8 سانتی متر از همدیگر کاشته می شود. و ردیف های کاشت از یکدیگر 35 - 30 سانتی متر فاصله دارد. پس از انجام عمل کاشت روی شیارها را با ماله پوشانده و زراعت ردیفی بنظر می رسد.

    آبیاری:پس از پایان کاشت پیازهای زعفران که حداکثر تا آخر شهریورماه طول می کشد حدود 15 تا 10 روز بعد از کاشت اقدام به آبیاری مزرعه می نمایند. در نقاط مختلف خراسان بسته به وضعیت آب و هوایی منطقه از اواسط مهر ماه تا دهه اول آبان آبیاری زعفران شروع می شود. با توجه که گل کردن زعفران تا حدودی تابع آب اولیه می باشد لذا برای اینکه برداشت زعفران با مشکل مواجه نشود آب اول را در بین قطعات با فاصله چند روز

    تقسیم می کنند تا بدین وسیله دوران اوج گلدهی قطعات با یکدیگر همزمان نباشد.آب اول زعفران خیلی مهم است و تمام نقاط زمین باید بطور کافی و یکنواخت آب بخورد تا گلهای یک قطعه با هم و هم زمان بیرون آیند بعد از گاورو شدن مزرعه برای سله شکنی از کج بیل و چهار شاخ فلزی یا گاو آهن  ایرانی با عمق کم استفاده می شود متعاقب آن زمین را ماله می کشند. سله شکستن زمین باعث می شود که جوانه های گل با سهولت بیشتری از خاک بیرون آمده و رشد قوی و مطلوبی داشته باشند.
    پس از آبیاری اول بفاصله 15 - 20 روز بعد از آن اولین گلهای زعفران ظاهر می شوند بدیهی است که مزرعه زعفران در سال اول محصول قابل توجهی نمی دهد. از اوایل فروردین تا زمانیکه رنگ برگها به زردی مایل شود هر 12 - 6 روز یکبار آبیاری انجام می شود.
    باید توجه داشت که بعد از وجین یک نوبت آبیاری به تاخیر بیفتد تا علف های هرز از بین رفته و مجددا سبز نشوند. آب آخر در درشت شدن پیاز موثر است.

    سله شکنی:همان طور که اشاره شد بعد از آبیاری اول به محض گاورو شدن زمین سطح مزرعه باید سله شکنی شود بنحوی که پیازها صدمه نبینند بهترین وسیله سله شکنی کج بیل و بیل شیار دار و گاوآهن ایرانی و کولتیواتر است.
    سله شکنی باعث می شود که گلها بآسانی از خاک بیرون آمده و کود حیوانی با خاک مخلوط گردد. در مواقعی که زارع نتوانسته باشد بزمین خود کود دهد قبل از اجام آبیاری می توان کود لازم را در سطح خاک پخش نموده و با شخم سطحی با خاک مخلوط نمود و بعد از این عمل که در واقع حکم سله شکنی را دارد جهت هموار نمودن زمین و چسباندن خاک به پیازها زمین را ماله می کشند.

    وجین علف های هرز: علف های هرز از طریق رقابت با گیاه زعفران از نظر آب و مواد غذایی و نور خورشید سبب کاهش محصول می شود علاوه بر این ممکن است در مراحل کاشت و برداشت زعفران مزاحمت های ایجاد و میزبان تعدادی از بیماریها و حشرات و بخصوص نماتد باشد. وجین مزرعه در هر موقع که علف های هرز رشد کردند ضروری است در مزارع زعفران اولین وجین بعد از آبیاری دوم انجام و این وجین باعث از بین رفتن علف های هرز مزرعه زعفران می گردد.
    بطور معمول اولین وجین زعفران بعد از برداشت گلها و دومین آن در صورت لزوم به فاصله در حدود یک ماه قبل از آب سوم انجام می شود. در مورد مبارزه شیمیایی با علف های مزرعه باید توجه کرد که چون اثر این علف کش ها بر روی گیاه آزمایش نشده لذا باید حتی الامکان به هنگام رشد بوته های زعغران از مصرف علف کش های شیمیایی خودداری شود.

    عملیات به زراعی زعفران:با توجه به اینکه اصلاح نبات زعفران از طریق به نژادی امکان پذیر نیست لذا برای بازدهی بیشتر محصول و ارتقاء کمی و کیفی آن باید به عوامل زیر متوصل شد:
    1 - زمين انتخاب شده برای کاشت زعفران باید حاصلخیز بوده و غنی از مواد غذایی و آلی باشد.
    2 - پیازهای درشت و سالم عاری از هر گونه بیماری و آلودگی برای کشت مزرعه انتخاب شود.
    3 - ردیف کاری به جای کپه کاری نتیجه بهتری می دهد و عملیات ماشینی را در داخل مزرعه سهل و آسان می کند.
    4 - از پیازهای خشکه کن و محافظت شده در شرایط خشک و خنک و تهویه شده استفاده شود.
    5 - در هنگام استراحت تابستانی گیاه زعفران از آبیاری آن خودداری شود.
    6 - در عمق کاشت پیازها دقت شود که در مناطق سردسیر 20 - 15 سانتیمتر و در مناطق معتدل 15 - 10 سانتیمتر کمتر نباشد.
    7 - حتی الامکان در موقع خواب تابستانه با علف های هرز مبارزه شود.
    8 - چون هرساله پیازها به سطح خاک نزدیک می شوند افزودن لایه ای معادل 2 - 3 سانت متر از کود و خاک و خاکستر سبب حفاظت بیشتر پیازها از تنش های محیطی شده و در عین حال مواد مغذی بیشتری به گیاه می رسد.
    9 - بهنگام تهیه زمین از اضافه کردن کودهای حیوانی بهمراه کودهای شیمیایی لازم که قبلا به مقدار و زمان مصرف آن اشاره شده مایقه ای نشود.
    10 - پس از آبیاری سله شکنی زمین ضرورت کامل دارد تا گلها بآسانی بتوانند  از خاک بیرون آیند منتهی باید دقت کرد که عمق سله شکنی طوری نباشد که به پیازهای زعفران آسیب برسد.
    11 - مبارزه با جوندگان بخصوص انواع موش از اهمیت زیادی برخوردار است هرگونه سهل انگاری در این خصوص باعث از بین رفتن محصول و استقرار موشها در زمین می گردد.
    12 - برداشت گل در ساعات اول روز (4 - 9 صبح) موقعی که گلها بصورت غنچه باشند باید انجام شود.
    13 - در خشک کردن گلها باید دقت شود تا رنگ و عطر دلپذیر زعفران محفوظ بماند.
    14 - بهترین روش خشک کردن زعفران روش توسینگ یا خشک کردن اسپانیایی است که بوسیله هیتر و الک نسوز انجام می شود.
    15 - بالاخره زعفران باید در ظروف در بسته فلزی، چوبی قلع دار یا شیشه ای در دار دور از نور و رطوبت و حرارت نگهداری شود.

  • برداشت زعفران: مزرعه زعفران در سال اول محصول قابل توجهی ندارد و فقط پیازهایی که درشت تر بوده و تغذیه خوبی داشته اند به گل رفته و تولید زعفران می کنند.
    زمان گلدهی مزرعه معمولا آبانماه و دوره گلدهی 15 روز بطول می انجامد برداشت زعفران توسط دست و نیروی انسانی انجام می گیرد.
    بهترین زمان گل گیری در ساعات اولیه صبح

    قبل از طلوع آفتاب می باشد بنابراین به تعداد نیروی کارگری زیادی نیاز است اگر گلها در معرض باد و نور خورشید قرار بگیرند کیفیت خود را از دست داده و عطر و رنگ آن کاهش می یابد.
    بعد از چیدن گلها رشته های زعفران را از گل جدا کرده و بر روی پارچه های تمیز در اطاقکی که سایه بوده و تهویه مناسبی داشته باشد پهن کرده تا کاملا خشک شوند.
    از هر هکتار مزرعه زعفران بطور متوسط سالانه 10 کیلوگرم زعفران خشک بدست می آید. در پایان سال هفتم باید پیازها را از زمین دیگری منتقل نموده قابل توجه است که پیازها را در سال اول را دارند پس در سال هفتم 5 هکتار زمین را با این مقدار پیاز می توان به زیر کشت برد.
    کاشت و برداشت زعفران به ماشین آلات سنگین نیاز ندارد.

  • نویسنده:میثم احمدی برون

  • راهیابی فیلم مستندجهاداکبر به جشنواره فیلم رشد

    راهیابی فیلم مستندجهاداکبر به جشنواره فیلم رشد

    Active Image

    چاپ
    فیلم مستند جهاد اکبر لوح تقدیر بهترین فیلم مستند جشنواره بین الملی فیلم رشد را از آن خود کرد.

    این مستند داستان زندگی یکی از جانبازان خوزستانی غلامرضا چرغندی را روایت می کند .که علیرغم مشکلات جسمانی و داشتن بیش از هشتاد درصد جانبازی وارد عر صه ی صنعت گردید و توانسته  با غلبه بر مشکلات متعدد وهمتی بزرگ به عنوان یک از صنعتگران موفق خوزستانی معرف شود وجوایز متعددی را از آن خود نماید.تهیه کننده ومجری طرح:منوچهر برون؛کارگردان و تدوینگر  حسین بساکی؛بصویر بردار وصدابردار:امیدخداودستیار صدا وتصویر محمد ناصری
     

    قدیمی‌ترین شهر جهان


    شوش کهن‌ترین شهر جهان، حدود ۵ هزار سال یا ۴ هزار سال پیش از میلاد به عنوان کانون مذهبی ساکنان دشت اطراف آن شکل گرفته و در ردیف اولین شهرهای متمدن دنیا شناخته شده است.
    شوش در میان دشتی وسیع بر فراز ۴ تپه مرتفع در جنوب غربی ایران بنا شده است. مردم فلات ایران از خشک شدن تدریجی دشت شوش استفاده کرده و از دره‌های مرتفع مشرف بر آن برای سکونت بهره گرفته‌اند.
    میسیون فرانسوی که مطالعات وسیعی را درخصوص پیدایش تمدن‌های باستانی انجام داده است درخصوص شهر باستانی شوش چنین می‌گوید: حدود ۳ هزار سال قبل از میلاد مسیح، تجارت و بازرگانی، پیدایش خط و نوشتن کتاب، یعنی شگفت‌انگیزترین اختراعات بشری در جنوب ایران تحقق یافته است.
    در شوش زندگی شهرنشینی جالبی شکل گرفت و این شهر به صورت پایتخت نیرومند امپراطوری عیلامی که تمدن آن مخلوطی از تمدن‌های سومر و آکار بود، درآمد. از دل خاک شوش، ده‌ها کتیبه و نوشته‌های تاریخی به دست آمد که در مورد مذهب و جنگ‌های تاریخی و تمدن بشری سخن گفته است و وجود امپراطوری عیلامی را در هزاران سال پیش اثبات می‌کند.
    نخستین کسی که ویرانه‌های شوش باستان را بازشناسایی کرد، بنجامین بن جناح، خاخام کلیمی بود که بین سال‌های ۱۱۶۳ و ۱۱۷۳ میلادی برای بررسی وضعیت کلیمیان در ایران به سر می‌برد. وی هنگام زیارت دانیال نبی(ع) از تپه‌های باستانی شوش نیز دیدن کرد.
    عملیات اکتشاف باستان‌شناسی در شوش از سال ۱۸۵۰ میلادی آغاز شد و در چندین مرحله ادامه یافت که حاصل آن کشف آثار باارزش و شکوهمندی از تمدن و فرهنگ اقوام عیلامی، هخامنشی و اسلامی بوده است.
    در میان آنها، چغازنبیل، نیایشگاهی است باستانی که در زمان عیلامی‌ها ساخته شده است. چغازنبیل بخش باقی‌مانده از شهر دور اونتاش است.
    این نیایشگاه توسط اونتاش گال پادشاه بزرگ ایلام و برای ستایش ایزد اینشوشیناگ، نگهبان شهر شوش، ساخته شده بود. مکان جغرافیایی چغازنبیل در ۴۵ کیلومتری جنوب شهر شوش در نزدیکی شهر باستانی هفته تپه (در محور اصلی شوش به اهواز) قرار دارد.
    امروزه ارتفاع آن ۲۵ متر است و تنها ۲ طبقه و نیم از ۵ طبقه آن باقی‌مانده است. چغازنبیل واژه‌ای محلی به معنای زنبیل واژگون است و نام باستانی این بنا بشمار نمی‌آید. همچنین زیگورات در زبان عیلامی به معنای نیایشگاه است.
    این مکان نزد باستان‌شناسان به دور اونتاش معروف است. مسیر دستیابی به چغازنبیل از طریق جاده اهواز به شوش است اما مکان آن دقیقا بین شوشتر و شوش در کناره رود دز قرار دارد و این خود حکایت از این دارد که در زمان ایجاد زیگورات شهرهای شوش و شوشتر هر دو وجود داشته اند. قرن‌های متمادی این بنا در زیر خاک به شکل زنبیلی واژگون مدفون بود تا این ‌که به دست رومن گیرشمن فرانسوی در زمان پهلوی دوم از آن خاکبرداری شد. گرچه خاکبرداری از این بنای مخرب متقارن واقع شده در دل دشت صاف موجب تکمیل دانش دنیا نسبت به پیشینه باستانی ایرانیان شد، اما پس از گذشت حدود ۵۰ سال از این کشف، دست عوامل فرساینده طبیعی و بی‌دفاع گذاشتن این بنا در برابر آنها آسیب‌های فراوانی را به این بنای خشتی ـ گلی وارد کرده و به‌خصوص باقیمانده طبقات بالایی را نیز دچار فرسایش شدید کرده است. چغازنبیل جزو معدود بناهای ایرانی است که در فهرست آثار میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. در بعضی از کتب تاریخی نام قدیمی شوش (چغازنبیل) نامیده شده است.

    سمیه غافلی

    ضرورت احياي صنايع دستي خوزستان

     
    تنوع صنايع دستي در خوزستان قابل توجه بوده و مجموعه‌اي از مصنوعات دستي نظير سفال سازي،بافت زير اندازها، معرق سازي،كاربردي و تزئيني نساجي سنتي، عبابافي، حصير بافي، جاجيم بافي، گليم بافي، نمد مالي، چوقا بافي، خراطي و توليدات عشايري بسيار زيبا و ديگر رشته‌هاي صنايع دستي را شامل مي‌شود كه با توجه به برنامه‌ها و سياست‌هايي كه در صنعت توريسم استان خوزستان در حال اجراست، اميد مي‌رود در آينده بر رونق و توسعه صنايع دستي افزوده شود.

    البته ناگفته نماند كه تعدادي از رشته‌هاي صنايع دستي خوزستان در حال منسوخ شدن است كه در جهت احياي آنها مي‌بايد چاره انديشي شود.

    رشته‌هاي در حال نابودي شامل عبا بافي، نمد مالي، گيوه‌بافي و... است. از بين رشته‌هاي صنايع دستي رايج در استان خوزستان قالي بافي، گليم بافي، گبه بافي، ورني بافي، سفال‌گري حصيربافي و كپو بافي و توليدات عشايري نقش برجسته‌اي در اقتصاد روستايي و عشايري اين استان به عهده داشته و دارند كه در راستاي حفظ، احيا و توسعه صنايع دستي و به منظور حمايت از صنعتگران و هنرمندان صنايع دستي در سطح استان مديريت صنايع دستي خوزستان، سال 1354 تاسيس شد كه هدف آن توسعه رشته‌هاي موجود صنايع‌دستي، حمايت و صيانت از اشتغال موجود در بخش صنايع دستي و افزايش درآمد صنعتگران، هنرمندان و توليد كنندگان صنايع دستي، حمايت و صيانت از اشتغال موجود در بخش صنايع دستي و افزايش درآمد صنعتگران و هنرمندان و توليد كنندگان صنايع دستي توسعه صادرات غيرنفتي، كاهش وابستگي به صنعت نفت بومي و ايجاد فرصت‌هاي شغلي براي بيكاري در سطح استان خوزستان است.

    پيشينه صنايع دستي در استان خوزستان بيشتر به شهرستان‌هاي دزفول، شوشتر و بهبهان بر‌مي‌گردد؛ كه از مناطق باسابقه در امر توليد صنايع دستي خصوصا منسوجات سنتي، ملحفه بافي، اهرامي بافي، سجاده بافي، چوقا بافي، عبا بافي و... است و در دزفول، ورشوسازي و خراطي از رشته‌هاي ديرينه است. در مناطق بختياري نشين اين استان يعني در شمال، در شهرهاي ايذه، مسجدسليمان و انديمشك و بخش‌هاي تابعه آن، بافندگان ذهني‌باف، قالي‌هاي محلي توليد مي‌كنند و در بخش هفتگل نيز بافت گليم كه توسط اكثر بافندگان قشقايي توليد مي‌شود شهرت خاصي دارد.

    همچنين زندگي عشاير در اين استان خصوصا ايل بختياري موجب شده از ديرباز، توليدات عشايري متنوع در اين استان به تجلي درآيد.برپايه اعلام سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري خوزستان، در اين استان نزديك به 90 رشته صنايع دستي شناسايي شده است. رشته‌هاي فاقد كد ولي رايج و فعال در استان خوزستان، ميناكاري روي طلا و نقره چوقابافي،گچبري، برجسته‌كاري و صنايع دستي تكميلي و تلفيقي است.

    به گفته معاون صنايع دستي سازمان ميراث فرهنگي خوزستان، رشته‌هاي نمد مالي، ملحفه بافي، موج بافي و ورشو سازي كه در حال منسوخ شدن است، از طريق آموزش و مستندسازي قرار است حفظ و احيا شود.

    بهزاد اميري با تاكيد بر حفظ و احياي آثار به جا مانده در بخش صنايع دستي، از صدور بيش از 39 فقره جواز تاسيس كارگاه توليدي، صدور بيش از 16 فقره پروانه توليد كارگاهي، صدور بيش از 493 فقره كارت شناسايي جهت كارآموختگان مراكز آموزش، صدور بيش از 217 فقره كارت شناسايي جهت صنعتگران و هنرمندان آزاد و منفرد خبر داد.

    همچنين سال گذشته بيش از 563 تن انواع صنايع دستي شامل سفال، سراميك، حصير؛ شيشه؛ مصنوعات چوبي، نساجي سنتي و ساير اقلام صنايع دستي جهت كاهش وابستگي به صنعت نفت و افزايش درآمد در استان به خارج از كشور يعني كشورهاي حاشيه خليج فارس صادر شده‌اند.

    برگزاري بيش از 11 مورد نمايشگاه مختلف سراسري، منطقه‌اي و مناسبتي با حضور صنعتگران و هنرمندان برگزيده استان جهت معرفي هرچه بيشتر صنايع دستي بومي استان اقدام شده است.در واقع هنرهاي دستي و سنتي فراموش شده، گنجينه‌اي از عشق و شيدايي حاشيه‌نشينان و روستانشينان خوزستان است كه به رونق و احياي دوباره نياز دارد.

    هنرهاي بومي پرپيشينه و باهويت زيباترين جاذبه‌هاي گردشگري مناطق مختلف استان بوده كه اكنون از آنها به عنوان زينت بخش موزه‌هاياد مي‌شود.شماري از هنرمندان پرآوازه و بي نام و نشان در گفتگو با خبرنگار ما توجه، حمايت، برنامه‌ريزي اصولي، آموزش و دعوت از استاد كاران را براي رونق دوباره هنر دستانشان ضروري مي‌دانند. كاربردي شدن، توجه به صادرات، ارائه تسهيلات مناسب براي راه‌اندازي بازارچه‌هاي فروش و موزه‌هاي منطقه‌اي در پويايي و افزايش سهم صنايع دستي در سبد خانوارها تاثير به سزايي دارد.

    اما به رغم بي مهري‌هاي زمانه هنوز در آبادي‌هاي خوزستان، هنرمندان بي‌نام و نشان عاشقانه هنرپردازي مي‌كنند تا چراغ ميراث فرهنگي و صنايع دستي استانشان همچنان پرفروغ بماند، زيرا چراغ آنها در فضاي اين هنرهاي ديرينه مي‌سوزد و مي‌افروزد.

     

    نقش بختیاریها در پروژه های اقتصادی استان اصفهان و خوزستان

    مردان فولاد و نفت؛
    نقش بختیاریها در پروژه های اقتصادی استان اصفهان و خوزستان

    نقش بختیاریها در پروژه های اقتصادی استان اصفهان و خوزستان

     
    امسال از سوی رهبر معظم انقلاب بعنوان سال همت مضاعف و كار مضاعف نامگذاری شده است. این همت و كار مضاعف همیشه در خون ما بختیاریها بوده و خصلت خاصه ما بوده و هست و تنها همت و كار بیش از حد معمول بوده كه زندگی پر رنج عشایری را پایدار می كرد اما امروز زندگی ما متفاوت شده و آن خصلت ما در جای دیگر و به گونه ای متفاوت خود را نمایان كرده است. و حكایت همت و كار مضاعف ما حكایتی تازه است. 

    چند دهه پیش، بختیاری های استان های صنعتی اصفهان و خوزستان كه به دنبال شرایطی بهتر به شهرهای حاشیه كارخانجات آهن و فولاد اصفهان و صنعت نفت خوزستان روی آورده اند، به علت مشكلات و مسائلی كه بعدا" گریبانگیرشان شد فقط به فكر رفع احتیاجات روزمره خود بودند و دیگر فرصتی برای كسب آگاهی و برنامه ریزی برای آینده نداشتند.
    نسل بعدی این کارگران صنعت فولاد و نفت و ساختمان، نیز مجبور شدند به پیروی از پدران به كار پروژه روی آورند (اما نه با دید آنها كه هر شرایطی را تحمل می كردند). نسل دوم نسلی بود با خواسته های امروزی اما متاسفانه ابزار امروزی را در اختیار نداشت.
    به جرأت می توان گفت از ابتدای راه اندازی پروژه های عظیم فولاد و نفت در اصفهان و خوزستان، و نیز پروژه های ساختمانی این دو استان صنعتی و بزرگ، تا به امروز، بیش از ۸۰ درصد نیروهای اجرایی مشغول در پروژه ها از همتباران بختیاری بوده اند. این عده از کارگارن و کارمندان بختیاری، با همه استعداد، توانایی و شهامتی كه در كارهای فنی به خرج می دهند، مورد كم لطفی كارفرمایان قرار میگیرند.
    این عده، با انجام دادن سخت ترین كارهای فیزیكی (كه حتی جان خود را نیز بر سر آن می گذارند) و در بدترین شرایط كاری به ابزاری برای پیشرفت و نردبان ترقی دیگران تبدیل می شدند. زبانزدی در میان کارگران و کارمندان بختیاری شاغل در این پروژه ها هست که میگوید: انجام پروژه ها به دست ما و به كام دیگران بوده و هست! سهم بختیاریها، دستمزد ناچیزی است برای گذران زندگی. آنها در افتخار انجام یک پروژه بزرگ، شریک نیستند!

    اگر نیک بنگریم می بینیم این مشكلی است که اكثر بختیاریها (چه شهری و روستایی و عشایری) از آن رنج می برند. واقعیتهای امروز جامعه بختیاری، واقعیتهای تلخی است اما بیان آن لازم است؛ برای اطلاع و یافتن راه چاره برای برون رفت از آن تلخیها.
    موضوع مورد اشاره در این گزارش، موضوعی است که بیش از هشتاد درصد بختیاریهایی که به شهرها مهاجرت کرده اند و چهل درصد آنانی که مهاجرت نکرده اند، با آن دست به گریبان هستند. و اینف موضوعی است که کمتر به آن پرداخته شده است.
    در گذشته نه چندان دور، پدران ما به صورت کوچ نشینی و عشایری زندگی را سپری می کردند و زندگی خود را از راه دامداری و کشاورزی تامین می کردند. واقعیت امروز جامعه بختیاری (که کمتر به آن پرداخته شده) این است که امروزه شغل جمع کثیری از بختیاریها «کار در سطوح مختلف پروژه ها از کارگری تا پیمانکاری و مدیریت پروژه» می باشد. علت های متفاوتی باعث شد که بختیاریها به سوی شهرها مهاجرت کنند. برخی از این علل به این شرح است:
    - حکم رضاشاه مبنی بر تخت قاپو ی عشایر و عدم توجه به مناطق بختیاری نشین در حکومت پهلوی.
    - سوء استفاده برخی خوانین و قدرت طلبی برخی نخبگان که منافع جمعی ایل را فدای منافع مادی خود کردند.
    - نبود حداقل امکانات زندگی مثل جاده، آب، برق، بهداشت، آموزش که باعث سختی زندگی می شد.
    - دور بودن از مرکز و صعب العبور بودن منطقه.
    - رشد و افزایش جمعیت طوایف.
    - سیل هجوم گسترده بختیاریها به شهرها که همه طوایف نیز در مسیر آن قرار گرفتند.
    - روند رو به رشد و پیشرفت همگانی و آگاهی یافتن از جامعه شهری و جستجو به دنبال یافتن جایی برای زندگی بهتر.
    - استخدام تعدادی از مردان طایفه در شرکت نفت لالی و مسجدسلیمان و صنایع فولاد استان اصفهان.
    - اختلافات و نزاعهای داخل فامیل و طایفه و همچنین ناسازگاری طوایف اطراف و درگیریهای مکرر متقابل.
    - اقامت دایمی تعدادی از افراد طایفه در ییلاق و یا گرمسیر به علت شرایط بهتر آنجا.
    - فقر و تنگدستی که باعث می شد عشایر و روستائیان زمینها را بفروشند و به شهر مهاجرت کنند.
    - از بین رفتن حرمتهای خاص ایلی و قومی و از میان رفتن هنجارهای سنتی جامعه ایلی.
    - پیشرفت جهانی و پیرو آن جامعه ایرانی و حرکت بسوی مدرن شدن و کسب تحصیلات عالی.
    - صنعتی شدن اقتصاد کشور و الگوی مصرف جامعه، و تلاش دولت برای تأمین نیازهای گوشتی و لبنی با شیوه های صنعتی.
    با به وجود آمدن تحولاتی در در جامعه و مدرنیزه شدن کشور و حرکت به سوی پیشرفت، پدران ما پیشرفت را در جدا شدن از سرزمین و زندگی اجدادی خود دیدند و رهسپار شهر شدند.
    بختیاریها که بدلیل نداشتن آگاهی و آینده نگری و گاه از روی ناچاری وارد محیط شهر شده بودند، اغلب به علت ضعف مالی به حاشیه و حومه شهرهای بزرگ روی آوردند و برای گذران امور به هر دری زدند.
    اكثر غریب به اتفاق این افراد، به علت نداشتن تحصیلات به كارهای صنعتی و ساختمانی روی آوردند. فرهنگ ایلی و عشایری بختیاری ها مقتصی کثرت اولاد بود. از این رو بختیاری های ساکن شهر نیز به پیروی از این سنت، صاحب چندین فرزند می شدند. از این میان، تعداد قلیلی شرایط مناسبی برای تحصیل می یافتند.
    به این ترتیب، نسل اول و دوم بختیاری های ساکن در شهرها، سرگردان شدند و به دنبال هویت از دست رفته خود می گشتند. آنها تافته جدا بافته ای بودند كه به علت بافت بومی و قومیتی خاص شهرهای كوچك، در انزوا قرار می گرفتند. همچنین به علت فقر نسبی پدران خود، كمتر می توانستند به ادامه تحصیل بپردازند.
    تعداد اندکی از بختیاری ها که موفق می شدند تحصیلات اولیه و تحصیلات عالی را طی کنند، به علت نداشتن رابطه (آشنا، ضامن و خویشاوند در نظام اداری آن روز کشور) به هیچ عنوان نتوانستند در ادارجات و ارگانها و كارخانجات سمتی بگیرند. بختیاری های تحصیل کرده، حتی موفق نمی شدند شغلی مناسب با میزان تحصیلات خود پیدا كنند.
    همچنین به علت ضربات اقتصادی ناشی از استبداد رضاشاهی، کمتر خانواده بختیاری دارای سرمایه ای برای کارآفرینی بود و نمی توانستند كسب و كار مستقلی راه اندازی كنند. تقاضای کمک مالی از دیگر خانواده ها نیز راه به جایی نمی برد. زیرا آشنایان نیز همسطح همین خانواده ها بودند و نمی توانستند برای سرمایه گذاری اقتصادی به همدیگر تكیه كنند.
    تن دادن به كارهای سخت در پروژه های صنعتی و ساختمانی (كه كمتر كسی حاضر بود درگیر آن شود) تنها راه گذران زندگی برای بختیاری های مهاجرت كرده به شهرها بود. كارهایی كه معمولاً در بدترین شرایط آب و هوایی، یشترین ساعات كاری، دورترین نقاط، و سخت ترین شرایط فیزیكی نظیر كار در ارتفاع بود و با كمترین مزایا و امنیت و آینده شغلی همراه بود.
    سالانه صدها نفر از از مردان بختیاری در طی انجام كار در پروژه های صنعتی و ساختمانی دچار حادثه می شوند و كشته می شوند و بعضا" دچار مصدومیت های شدید و از كار افتادگی می شوند. این عده را می توان «شهدای صنعت ایران اسلامی» می باشند.
    به عنوان مثال در منطقه عسلویه بیش از ۶۰ درصد نیروی كار ساده و نیمه ماهر را بختیاری ها تشکیل می دهند. در دیگر پروژه های نفتی خوزستان و كارخانه های سیمان و فولاد و خطوط انتقال نیرو، همت و کار مضاعف مردان بختیاری کارگر می افتد. اما سهم این کارگران و کارمندان فقط انجام كارهای سخت تا مرحله بهره برداری است و بعد از آن، و هنگامی که روبان های قرمز قیچی می شوند، به دست فراموشی سپرده می شوند.
    در گذشته ای نه چندان دور، تمام رده های شغلی شركت مناطق نفتخیز جنوب (از مدیران عالی رتبه تا كارمندان و كارگران) در اختیار بختیاری ها بود اما امروزه نیروهای قدیمی كنار رفته اند و بختیاری ها هیچ نقشی در هیات مدیره این شرکت های بزرگ نفتی ندارند؛ نقش آنها محدود به انجام كارهای پروژه ای کوچک شده است. و این، روندی است كه از نیمه ی عمر رژیم پهلوی شروع شد و «دکترین مهار بختیاری» را به اجرا نهاد.
    راه اندازی ذوب آهن اصفهان در نیمه دوم عمر رژیم پهلوی باعث شد مجدداً خیل عظیمی از بختیاریها، فرصتی برای اشتغال بیابند. ذوب آهن اصفهان برای راه اندازی نیازمند نیروی کار ساده و نیمه ماهر بود پس آغوش خود را به روی نسل اول کارکنان بختیاری ذوب آهن گشود. نسل قبلی بختیاری ها به عنوان كارگر به استخدام شركت در آمدند اما پسران آنها امروز پشت درب های ذوب آهن به دنبال كارند. آنها «عنصر مطلوب» تلقی نمی شوند. و مجبورند برای یافتن کار به شهرهای دور بروند. كارخانه سیاست بختیاری ستیزی را در پیش گرفته است. حتی تبصره ای که میگوید فرزندان کارگرهای قدیمی ذوب آهن در اولویت استخدام قرار دارند، در مورد بختیاری ها اجرا نمی شود!
    امروزه شهرک های متعددی در حومه اصفهان شکل گرفته است که بیش از ۳۰ درصد جمعییت این شهرک ها بختیاری می باشند. اصفهان قطب صنعتی كشور است و یکی از کمترین نرخ های بیکاری را در کشور دارد، اما جمعیت فراوان بختیاری های این استان، از فرصت های شغلی برابر محرومند و ناچارند به كارهای مقطعی تن بدهند. در بسیاری موارد، فرصت شغل های سخت نیز از آنها دریغ می شود و به ناچار برای كار به جنوب (پروژه های پتروشیمی عسلویه، ماهشهر و ...) میروند.
    طولانی شدن چنین شرایط سخت شغلی و عدم امنیت شغلی در بین بختیاری ها، تاثیرهای منفی بسیار عمیقی بر روی جامعه بختیاری گذاشته و ناهنجاری های اجتماعی گسترده ای به دنبال خود آورده است.
    در برابر این پیچیدگی ها و کلاف سر در گم مشکلات، بختیاری ها از خود می پرسند چه باید کرد؟ آنهایی كه به شهر آمده اند، مجبورند این روند را دنبال كنند و چاره ای جز مبارزه با این شرایط سخت و نا امن ندارند.
    آنچه بر نگرانی ها می افزاید، هجوم روز افزون افراد جامعه عشایری و روستایی بختیاری به سوی حاشیه شهرهای بزرگ نظیر اصفهان و اهواز است. این افراد، معمولاً به علت كافی نبودن درآمد دامداری و كشاورزی برای تأمین نیازهای اقصتادی خانواده، جذب كارگری می شود.
    به این ترتیب، مرد بختیاری كه به کارگری در پروژه های صنعتی و ساختمانی روی می آورد، از جامعه و از فضا و فرهنگ و فرصتهای معنوی زندگی اجدادی خود محروم می شود. این کارگران، معمولاً، دچار ناهنجاری های اجتماعی و ناسازگاری های خانوادگی می شوند و در معرض تهدیداتی نظیر اعتیاد و دیگر فسادهای اجتماعی قرار می گیرند.
    این کارگران، معمولاً، پس از چند سال گوی رقابت را از ساکنان شهرها می ربایند و چنان خود را در ناهنجاری های زندگی شهری غوطه ور می کنند که به سختی چهره دیروز انها را می توان به یاد آورد. اکنون، دید او محدود به پروژه شده و تمام روحیات خاص بختیاری در او نابود شده و درونمایه فرهنگی خاصی برای انتقال به نسل بعدی ندارد.
    آیا بختیاری ها راهی برای رهایی از این وضعیت خواهند یافت؟ زمان، همه چیز را مشخص می کند
    گرفته شده از :سایت ایبنا نیوز

    اقتصاد سیاسی نفت و منافع ملی

    بحث سرمایه گذاری و مشارکت شرکت های خارجی در زمینه صنعت نفت ایران و عقد قراردادهای خارجی نفت، در سال های اخیر، از جمله مسائل مورد توجه رسانه ها، محافل سیاسی و نهادهای تصمیم گیری، مانند مجلس بوده است .

    مباحثی که درباره قراردادهای منعقد شده بین طرف های ایرانی و خارجی در زمینه فعالیت های نفتی مطرح بوده و به ویژه چالش هایی را که این مسئله در مجلس به دنبال داشته، آن را در صدر مسائل مهم سیاسی و اقتصادی قرار داده است . البته مسائل نفت و قراردادهای نفتی به ظاهر بیشتر یک مسئله اقتصادی است; اما در هم تنیدگی و ارتباط تنگاتنگ آن با منافع ملی و تاثیر و تاثر آن در حوزه منافع ملی، ناگزیر آن را در زمره مسائل سیاسی قرار می دهد; یا به تعبیری از منظر ارتباط تنگاتنگ مسئله نفت و منافع ملی، در واقع یک مسئله مهم سیاسی - اقتصادی است .

    به طور کلی تاثیر مسائل سیاسی از مسائل اقتصادی، اصل پذیرفته شده ای در بررسی مسائل کشورهای جهان سوم می باشد و همواره این گونه بوده است که نظام های سیاسی در کشورهای جهان سوم، به طور مستقیم یا غیرمستقیم از عوامل و مسائل اقتصادی تاثیر می پذیرفتند . این مسئله در قیاس با کشوری همچون ایران که متکی به نفت بوده و بخش اعظم صادرات آن نفتی است و حتی صادرات غیرنفتی آن هم به طور غیرمستقیم به نوعی با نفت در ارتباط است، از اهمیت ویژه ای برخوردار است .

    امروزه شاید مهم ترین مسئله این باشد که در صورت قطع شریان های نفتی از پیکر اقتصاد کشور، چه اتفاقی خواهد افتاد و چه منبع درآمدی و کدام ثروت ملی با این سطح و حجم جایگزین آن خواهد شد؟ از این رو، چگونگی استفاده از این ثروت ملی و بایدهایی که درباره استفاده از آن وجود دارد، به یک سؤال جدی تحول می یابد .

    در حال حاضر دیدگاهی وجود دارد که معتقد است مسئولان حوزه نفت، در ساختار اقتصاد کشور، قراردادهای نفتی با کشورهای خارجی را همراه با رانت جویی ها و دادن امتیازات بیشتر و تحمل ضرر و زیان منعقد نموده اند . بالطبع دیدگاهی هم وجود دارد که از صحت و سلامت ساز و کار اقتصادی نفت دفاع کرده، آن را از این گونه اتهام ها و شبهه ها مبرا می داند . البته این تنها یک زاویه از زوایای مختلف مسئله نفت است; زیرا اقتصاد سیاسی نفت و منافع ملی از ابعاد گسترده تری برخوردار بوده و از زوایای دیگر نیز قابل بررسی است . ظهور پدیده هایی جدید در نظام های سیاسی متکی بر نفت و اقتصادهای تک محصولی، یکی از این زوایاست که در مقایسه با نظام های سیاسی متکی بر دریافت مالیات از مردم یا اقتصادهای چند محصولی، آسیب پذیرتر می باشد .

    نظام هایی که با محوریت درآمدهای مالیاتی اداره می شوند، در واقع مجبورند که دموکراسی بیشتری را در جامعه خود پذیرا باشند و مردم هم در قبال مالیاتی که می پردازند، کنترل و نظارت جدی بر این نظام ها اعمال کنند . اما در نظام های متکی بر نفت، این کنترل ها و نظارت ها در سطح نازل تری است; چون اتکای این نظام ها نه بر ثروتی است که از سوی مردم تامین می شود، بلکه بر ثروت خدادادی است . لیکن چگونگی توزیع منافع حاصل از این ثروت خدادادی، مسئله ای در خور توجه و عنایت جدی در این گونه کشورها است .

    توزیع نامناسب و غیرعادلانه این ثروت خدادادی، عوارضی چون شکاف های طبقاتی در پی داشته و حتی برخی اخیرا ظهور پدیده هایی چون بن لادن را از دل کشورهای عربی متکی بر اقتصاد نفت، در ارتباط با همین امر، یعنی توزیع نامناسب ثروت تحلیل می کنند که نتیجه آن حمایت ثروت از یک نوع بنیادگرایی رادیکال و اسلام گرایی افراطی و نماد نامتعادل آن چون شخص بن لادن است .

    در کنار تمام این ابعاد و زوایا، اخباری که اخیرا در خصوص مشارکت های نفتی شرکت های خارجی منتشر شده است، حائز اهمیت و توجه بوده است . تازه ترین خبرها حاکی از آن است که توسعه میدان نفتی «درود» به کنسرسیوم «الف و آژین » فرانسوی سپرده شده است . به گفته کنسول تجاری فرانسه در ایران، این کنسرسیوم، همچنین قراردادی برای توسعه میدان بلال امضا کرده است . در سال 1995 نیز این شرکت برای توسعه میادین A و E متعهد شده بود .

    خبر دیگر حاکی از آن است که یک کنسرسیوم نفتی ژاپنی 20 درصد سهم «رویال داچ شل » را در قرارداد توسعه میدان نفتی سروش و نوروز، خریداری کرده و قرار است 6/221 میلیون دلار در آن سرمایه گذاری کند .

    منابع نفتی سروش و نوروز، معادل یک میلیارد بشکه تخمین زده می شود .

    گفته می شود که این شرکت ژاپنی در حال مذاکره برای اجرای طرح بزرگ نفتی حوزه آزادگان در خوزستان است .

    به هر حال این بخشی از فعالیت ها

    ی تازه شرکت های خارجی در زمینه اجرای طرح های نفتی در ایران است; اما با پیش بینی هایی که برای کسب درآمد از محل منابع نفتی در لایحه بودجه سال آینده به عمل آمده، انتظار این بود که این گونه قراردادها توسعه قابل توجهی یابند . در لایحه بودجه سال 82، وزارت نفت به منظور توسعه مناطق محروم و عقب افتاده، مامور شده تا برای کشف و بهره برداری منابع نفت و گاز در مناطقی چون مکران، جازموریان، سیستان و طبس، به روش بیع متقابل اقدام نماید .

    تحلیل گران مسائل سیاسی - اقتصادی این رویکرد بودجه سال آینده دولت را به مفهوم آزادی سرمایه گذاری خارجی در صنعت نفت دانسته و آن را مجوزی برای گسترش قراردادهای نفتی (به ویژه قراردادهای بای بک یا بیع متقابل) با کنسرسیوم های خارجی تحلیل کرده اند .

    متعاقب این تحلیل ها، همان گونه که انتظار می رفت، نخستین نشانه ها از قراردادهای جدید با شرکت های خارجی در اوائل ماه جاری (بهمن ماه) پدیدار گشت و مدیر پژوهش و توسعه شرکت ملی نفت ایران، اعلام کرد که کنسرسیومی متشکل از 6 رکت بین المللی، در زمینه اجرای طرح های تحقیقاتی «ازدیاد برداشت از مخازن نفت و گاز کشور» با شرکت ملی نفت ایران همکاری می کنند .

    این شرکت ها که عبارتند از: بریتیش پترولیوم انگلیس، توتال فیناالف فرانسه، استات اویل نروژ، نورث هایدرو نروژ، پتروناس مالزی و تاتنفت روسیه متعهد شده اند با پرداخت سالیانه 200 تا 300 هزار دلار، در زمینه تحقیقات ازدیاد برداشت از مخازن نفت و گاز، با شرکت مذکور همکاری کنند .

    همزمان با این رویداد، وزیر نفت نیز در حاشیه سفر رییس جمهوری به هند، اعلام کرد که شرکت های نفتی هند در زمینه اکتشاف نفت در آب های خلیج فارس، حضور می یابند .

    مهندس زنگنه با اشاره به نظر مساعد مجلس، نسبت به حضور شرکت های خارجی و عقد قراردادهای نفتی با این شرکت ها که در بودجه سال 82 انعکاس یافته، تصریح کرد که اعطای امتیاز فعالیت های اکتشافی در پروژه های نفتی، در سه ماهه اول سال جاری میلادی، آغاز خواهد شد .

    پیش از این نیز، وی در حکم انتصاب معاون جدید برنامه ریزی وزارت نفت به پیگیری و مساعدت برای استقرار کامل ساختار جدید صنعت نفت اشاره کرده و بر لزوم تمهیدات برای تنظیم برنامه چهارم توسعه در بخش صنعت نفت تاکید کرده بود .

    طبیعی است که احتمال جهت گیری برنامه چهارم توسعه نفت و بودجه سال آینده، در بخش صنعت نفت به سوی قراردادهای بیع متقابل و شکل گیری ساختار جدید این صنعت بر مبنای این جهت گیری ها و دیگر اتفاقاتی که در حاشیه این صنعت خبرساز رخ می دهد، حساسیت ها را نسبت به ابعاد سیاسی مسئله نفت افزایش داده، طرح و بررسی آن را در سطح نهادهای علمی - همچون دانشگاه ها - توجیه نماید . بر همین اساس، قبل از اعلام اتفاقات یاد شده - که پس از انجام بررسی ها در کمیسیون تلفیق مجلس صورت گرفته نشست علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران به این امر همت گماشت که اگر چه نماینده ای از وزارت نفت و متولیان رسمی این صنعت در این نشست حضور نیافتند، و حضور کارشناسان و صاحب نظران دانشگاهی نیز چندان پررنگ نبود، لیکن نفس انعکاس مسائل و مباحث مطرح شده در آن، از بعد اطلاع رسانی، همچنان می تواند حائز اهمیت باشد .

    مطلب زیر گزارشی از نشست مذکور است که به بررسی ارتباط اقتصاد نفت با منافع ملی و نقد قرار دادهای نفتی از نوع بیع متقابل پرداخته است .

    یک کارشناس ارشد مسائل اقتصادی در این نشست علمی که پیرامون اقتصاد سیاسی نفت و منافع ملی برگزار شد، با اشاره به لزوم وجود انتقاد و منتقدین در حوزه اقتصاد نفت، از فقدان و خلا اطلاعات کافی در سطح دانشگاه ها و تصمیم گیران در مسائل نفتی انتقاد کرد و پرسید: آیا برنامه توسعه صنعت نفت در کشور، در راستای برخورداری از سود کلان بوده است؟

    «حسن تاش » از سه دوره تحولات 30- 40 سال اخیر درباره مسائل نفتی یاد کرد و گفت: پیش از انقلاب، کنترل، توسعه و تولید نفت، در دست کنسرسیوم های خارجی بود و سیاست گذاری های توسعه در صنعت نفت را این کنسرسیوم ها به عهده گرفته بودند . البته نیروهای ملی نیز تلاش خودشان را در این راستا صرف می کردند . پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تمام توان صنعت نفت صرف بازسازی مستمر تاسیسات زیرزمینی بود تا بتواند شریان صادرات نفت کشور را حفظ کند . لذا در دوره جنگ با عراق، نمی توان انتظار داشت که فعالیت های اکتشافی گسترده ای انجام گرفته یا برنامه های توسعه میادین نفتی به اجرا گذاشته شده باشد .

    پس از جنگ نیز فعالیت ها همچنان حول مسئله بازسازی می چرخید . بنابراین به نظر می رسد نقل قول هایی مبنی بر این که ما در یک دوره، پرداختن به صنعت نفت را فراموش کرده ایم، چندان منصفانه نباشد . با این حال این سؤال را می توان مطرح کرد که آیا برنامه توسعه صنعت نفت، تعامل لازم را با اقتصاد ملی داشته است یا خیر؟ «حسن تاش » در ادامه با اشاره به پیشنهاد ادغام دو وزارتخانه نفت و نیرو و جایگزینی شورای عالی انرژی، تاسیس این شورا را برای پر کردن خلا مدیریت در بخش انرژی دانست و گفت: اگر این شورا به یک دبیرخانه مستقل حاکمیتی و سیاست گذاری متکی نباشد و قرار باشد که دو دستگاه هولدینگ (نفت و نیرو) مسائل شان را در این شورا مطرح بکنند، باز این شورا خاتمه بخش معضلات و مشکلات بخش انرژی نخواهد بود . بنابراین ما با این مشکل مواجه هستیم که استراتژی های کلان بخش انرژی و رابطه و تعامل آن با امنیت و اقتصاد کلان ملی تعریف نشده است . این کارشناس مسائل اقتصادی، سپس به امکان اداره مستقل صنعت نفت به صورت جدا از پیکره اقتصاد اشاره کرد و گفت: این صنعت استعداد بیگانگی با پیکره اقتصاد ملی را دارد و اگر رابطه بین صنعت نفت و پیکره استراتژیکی اقتصاد، به صورت دقیق و درست تبیین نشود، در واقع استعداد این را دارد که همچنان در تعامل بیشتر با بیرون از کشور، حرکت خود را ادامه دهد .

    وی مسئله بعدی را روشن نبودن برنامه های انرژی در کشور یاد کرد و گفت: رژیم اسرائیل با وجود آن که در منطقه نفتی واقع شده، اما استراتژی تامین انرژی خودش را در انرژی خورشیدی قرار داده و آن را انرژی محوری خود دانسته است . بیشترین ذخایر هیدروکربنی کشور ما هم در یک یا دو استان خلاصه شده که این استان ها در جریان جنگ، آسیب پذیری خود را نشان داده اند . اما با وجود این، 98% انرژی اولیه کشور ما، وابسته به انرژی هیدروکربنی است و این رقم بالقوه قادر است که بر مصیبت های ما بیفزاید . اما دسته بندی و اولویت بندی مخازن نفتی و هیدروکربنی، از لحاظ میزان بازدهی و هزینه های تولید، می تواند به بازگشت اقتصادی بیشتر منجر شود . چه، ممکن است یک مخزن در مقایسه با مخزن دیگری که هزینه تولید بالا و بازدهی کمتری دارد، دارای هزینه تولید کمتر و بازدهی بیشتر باشد; طبیعتا سرمایه گذاری در این مخزن توجیه اقتصادی دارد . در حالی که متاسفانه این مهم انجام نشده و به تازگی یکی از مسئولین پژوهشکده های صنعت نفت اعلام کرده که بانک اطلاعاتی جامع مخازن نفتی کشور وجود ندارد .

    «حسن تاش » سپس از مبنای برنامه ریزی در توسعه ذخایر نفتی کشور انتقاد کرد و گفت: مبنای این برنامه ریزی ها پیش بینی های موجود در مورد تقاضای جهانی نفت بوده و متاسفانه این پیش بینی ها بر اساس مدل های خودی نبوده و توسط کشورهای مصرف کننده یا سازمان ها و آژانس های بین المللی انرژی که عمدتا وابسته به این کشورها بوده اند، به عمل آمده است و این نمی تواند منطقی باشد; زیرا ممکن است با اقتصاد ملی تعامل لازم را نداشته باشد و این با مسئله تجدید نظر در پیش بینی های یاد شده، مرتبط است که در طول سال های گذشته مراجع این پیش بینی ها همچنان دربرآورد خود تجدید نظر کرده و این تجدید نظرها، غالبا روند کاهشی داشته است . بنابراین نمی توان استراتژی توسعه ذخایر نفتی را بر پایه این پیش بینی ها استوار کرد .

    وی آمار اعلام شده توسط یکی از مسئولین شرکت ملی نفت، درباره میزان ذخایر باقی مانده نفتی (حدود 99 میلیارد بشکه) را غیرواقعی خواند و احتمال داد که این آمار متاثر از سیاست جدید کشورهای عضو اوپک در خصوص سهم عادلانه اعضا از تولید اوپک باشد; زیرا اعضا برای سهم خواهی متناسب با میزان تولید، سعی کرده اند که حجم ذخایر خود را بالاتر از واقعیت ها نشان دهند که در این صورت، آمار یاد شده صرفا مصرف خارجی داشته و نمی تواند ملاک برنامه ریزی های توسعه ای نفت قرار بگیرد .

    وی مسئله دیگر را وجود نگرشی مبنی بر لزوم مراجعه به شرکت های بزرگ نفتی برای بهره گیری از تکنولوژی پیشرفته آنها دانست و گفت: هرچند تکنولوژی در این زمینه، توسعه بیشتری پیدا کرده و پیچیده تر شده است، اما به معنای وجود تکنولوژی انحصاری نیست و در این بخش تکنولوژی های رقابتی هم وجود دارد .

    وی در پایان به بیان فرصت ها و تهدیدهای نفت در بعد امنیت ملی پرداخت و در این باره تهدیدها را بیشتر از فرصت هایی دانست که متوجه امنیت ملی می شود .

    دکتر یاوری، دیگر سخنران این همایش با بیان این که سرمایه گذاری خارجی، نیازی به قانون حمایت از سرمایه گذاری خارجی ندارد، گفت: حضور خارجی در صنعت نفت نیاز به این ندارد که ما در قراردادهایمان جذابیت هایی را لحاظ بکنیم تا کشورها و شرکت های خارجی برای سرمایه گذاری ترغیب شوند . چون آنها آدم های آهنینی دارند که هر جا سود بیشتری وجود داشته باشد، بدون هیچ قید و شرط وارد عمل می شوند . در همین رابطه نیازی هم به نرخ دلار و نرخ بهره داخلی ندارد; چرا که وجود 20 درصد سود در یک بخش انحصاری و سودده، مثل نفت، کافی است که هر شرکت و هر کشوری را جذب کند .

    این استاد اقتصاد در ادامه به مشکلات و معضلات روند و سیر تصمیم گیری درباره قراردادهای نفتی پرداخت و کمیسیون مشورتی رییس جمهور را محملی برای تصویب مصوبات شورای اقتصاد دانست و نسبت به این روند انتقاد کرد و گفت: روند بررسی ها و تصویب مصوبات در شورای مذکور، بسیار سریع اتفاق می افتد و تا اندازه زیادی متکی بر نظرات کمسیون مشورتی رییس جمهور است و از پیش، روی این مصوبات کار تحقیقاتی لازم، چه از سوی مجلس و چه از سوی شورای اقتصاد، انجام نمی گیرد . دکتر یاوری سپس به بحث خلط منافع شخصی با منافع ملی اشاره کرد و در بخش هایی از سخنان خود گفت: نه تنها در بخش نفت، بلکه در هر بخش که ردپایی از انحصار وجود داشته باشد، حتما پای منافع یک گروه سیاسی در میان است و هیچ تمایزی هم بین گروه های مختلف وجود ندارد و همه شان به نوعی مجبورند که منافع گروهی و شخصی خودشان را تامین بکنند و این انحصار را حاشیه امنیتی برای درآمدهای خودشان قرار دهند .

    دکتر میدری، یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز با اشاره به عدم پاسخ گویی در حوزه اقتصاد گفت: اعتقاد ما بر این است که دولت می تواند وظایفی را به انجام برساند که میزان استبداد، میزان عدم شفافیت و عدم پاسخگویی را در جای جای نظام اداری خود از جمله وزارت نفت تغییر بدهد; اما دگرگونی هایی که وزارت نفت، طی سال های اخیر داشته به سمت یک نظام غیر شایسته سالار و غیرشفاف، حرکت کرده است .

    وی افزود: پاسخ گویی منحصر به قدرت سیاسی نمی شود و متاسفانه ما در زمینه پاسخگویی مالی و چگونگی ایجاد یک نظام پاسخگو در حوزه اقتصاد چندان کار نکرده ایم و ادبیات اصلاحات اقتصادی و ادبیات اصلاحات سیاسی دوم خرداد هم کمتر به آن پرداخته است . در حالی که پاسخگویی اقتصادی شاید آسان تر و تاثیرگذارتر باشد; زیرا حوزه اقتصادی، حوزه ای است که بیشتر از سایر حوزه های اجتماعی امکان اندازه گیری در آن وجود دارد، اما اعمال کنترل های سیاسی و اندازه گیری های قدرت سیاسی و گرفتن یک تراز سیاسی، به این سادگی، امکان پذیر نیست .

    این صاحب نظر اقتصادی مجلس گفت: حوزه اقتصاد، حوزه ای تعیین کننده است و مجموعه کنش های ایجاد شده در آن، در حوزه سیاست بازتاب پیدا می کند و بسیاری براین اعتقادند که استبداد در ایران، از شیوه تولید، ناشی می شود . در واقع دولت نفتی در ایران همیشه یک نظام سیاسی استبدادی بوده است .

    وی اضافه کرد: آشفتگی در حوزه اقتصاد به شکل گیری قدرت های اقتصادی و مافیای اقتصادی می انجامد و این قدرت اقتصادی خودش را در حوزه فرهنگ و سیاست بازتولید می کند و نمی شود بدون تحول در حوزه های اقتصاد، فضای سیاسی سالم، شفاف و رقابتی ایجاد کرد . از این رو پاسخگویی اقتصادی، مقدمه ای برای پاسخگویی سیاسی در ایران است . اما آنچه اکنون اتفاق می افتد، یک پاسخگویی حداقلی است که کافی نیست .

    از سوی دیگر سیستم حسابداری دولتی ایران درباره تعهداتی که عملکرد یک فرد مسئول در آتیه و برای نسل های بعدی ایجاد می کند، منفعل و ناکارآمد است و این ضعف، امکان پاسخگویی درونی را در سیستم دولتی از بین برده و بر این اساس نمی توان انتظار داشت که در درون سیستم، نمایندگان مجلس بتوانند از دستگاه ها و مسئولان بخش های اجرایی، واقعا حساب بکشند . باید پرسید چرا کشوری که سالیانه 20 میلیارد دلار نفت می فروشد، باز درآمد سالیانه اش در حدی است که امروز شاهدیم . در واقع ردیابی پول های در اختیار دستگاه ها (بودجه های اختصاصی) در سیستم حسابداری پولی ایران، تقریبا امکان پذیر نیست . در حالی که اکثر کشورها، سیستم حسابداری دولتی شان را متحول کرده اند و امروز استانداردهای پذیرفته شده ای وجود دارد که هنوز در ایران مطرح نیست . شاید به همین دلیل باشد که عمر متوسط پروژه های عمرانی در کشور ما، ده سال است; در حالی که این عمر متوسط در دیگر کشورها، 4 سال می باشد .

    دکتر فرشاد مؤمنی دیگر سخنران این نشست، با بیان این که نفت تا پنجاه سال آینده، در زمره کالاهای استراتژیک جهان خواهد بود، بر شناخت فرصت ها و تهدیدهای این صندوق تاکید کرد و گفت: به اعتبار حساسیت و منزلتی که نفت در ایران دارد، اساسا دامن زدن به بحث های مختلف می تواند مسئولیت های ما را افزایش دهد و حتی وضعیت استقلال، عدالت، آزادی و دموکراسی هم با نحوه نگرش به مسئله نفت، گره خورده است . با این حال هر نارسایی را نمی شود به نفت نسبت داد و این نفت نیست که این سرنوشت را برای ما رقم زده است; بلکه نوع برخورد ما با نفت سرنوشت ساز است . از این نظر، در بین رویکردهای نظری موجود درباره جایگاه یک صنعت استخراجی تک محصولی، رویکردهای چندوجهی و چندبعدی و بطور مشخص ایده هایی که در چارچوب اقتصاد سیاسی رانتی مطرح می شود، از قدرت توضیح دهندگی بیشتری برخوردارند .

    وی افزود: در هر جامعه ای که منبع اصلی و اتکای دولت و ملت، بر یک صنعت استخراجی تک محصولی باشد، با مجموعه ای از بیماری ها و عوارض روبرو هستیم . در چنین شرایطی، بخش های مولد، مقهور بخش هایی می شوند که غیرمولدند .

    در زایندگی و بالندگی و در یک ساخت سلسله مراتبی، خسارت هایی که به بخش های کشاورزی وارد می شود، به مراتب شدیدتر از بخش صنعت است . بخش کشاورزی مقهور زیاده خواهی های غیرمولد قرار می گیرد . از سوی دیگر، انگیزش های کافی برای دانایی به وجود نمی آید و به دلایل متعدد در اقتصاد سیاسی رانتی، نیاز بسیار کمی به دانش اندوزی، تحقیق، توسعه، و نوآوری پیدا می شود . استاد دانشگاه علامه طباطبایی، سپس با اشاره به این که رانتی شدن دولت، به رانتی شدن ملت منتهی می شود، گفت: ملت در چنین شرایطی نسبت به کارهای مولد، اکراه پیدا می کند که تک تک علائم و آثار بیماری درونی در تمام اجزای پیکره اقتصاد توسعه ملی ایران، قابل مشاهده است .

    هم اکنون شرایط جهانی شدن که تکیه بردانایی برای تولید و انباشت ثروت دارد به بالاترین سطح خود در طول تاریخ حیات بشری رسیده است، مطالعات بانک جهانی، به خصوص گزارش توسعه جهانی در سال 1996، کشورهای جهان را از نظر میزان اتکا به دانایی برای تولید ثروت طبقه بندی کرده و متاسفانه ایران در زمره کشورهایی است که بدترین وضعیت را دارد . در حالی که متوسط تکیه بردانایی برای تولید ثروت در کشورهای صنعتی بالغ بر 70% است، در ایران، این نسبت، اندکی بیش از 20% است . حتی در بخش خصوصی، برای به دست آوردن ثروت و درآمد بیشتر نیاز بسیار اندکی به دانایی و مهارت مشاهده می شود و این وضعیت در مسئله تحقیق و توسعه، مراتب نگران کننده تری دارد . چون تحقیق و توسعه در قلب دانایی قرار داد . با این که هزینه های داخلی در قیاس با تولید ناخالص داخلی در ایران، بسیار پایین است (اندکی بیش از سه دهم درصد) از همین مقدار ناچیز حتی وقتی هزینه های تحقیقاتی بانک ها و شرکت های دولتی را هم به هزینه های تحققاتی بخش خصوصی اضافه کنیم، سهام بخش خصوصی حدود 10درصد می شود; یعنی میزان تمایل بخش خصوصی ما به تحقیق و توسعه برای تولید ثروت، تقریبا به صفر مطلق ریاضی، مماس خواهد بود و این شرایط را رانتی شدن دولت و ملت به وجود می آورند . در چنین شرایطی، چون دولت در مرکز توزیع رانت قرار می گیرد، عاملان خصوصی ترجیح می دهند به جای کاهش هزینه ها افزایش بهره وری خودشان را به حوزه های رانت نزدیک کنند و در چنین شرایطی، در ساختار اقتصاد سیاسی رانتی، فساد مالی همزاد نظام اقتصادی - اجتماعی خواهد شد . بنابراین کاملا طبیعی است که در چنین جامعه ای، مرتبا بحران های فزاینده ای همچون عنان گسیختگی، ناموزونی و نابرابری مطرح می شود . اما من معتقدم در چارچوب مسائلی که در این ده ساله در حوزه نفت اتفاق افتاده، آسیب پذیری ها به شدت افزایش یافته و پتانسیل های اقتصادی، هیچ کدام محقق نشده است . بنابراین سایه برخوردهای غیر کارشناسی و جوسازی های غیرعادی، بحث های کارشناسی سنگینی کرده است .

    دکتر مؤمنی در ادامه گفت: اگر اندیشه پایداری در مدیریت توسعه و مدیریت ذخایر نفتی، مبنای تصمیم گیری ها می بود، استراتژی بهینه تولید در ایران می بایست بر محور کاهش تولید ساماندهی شود; در حالی که آنچه در این ده سال، انجام گرفته دقیقا عکس آن بوده است . در تمام دنیا، هدف محوری عقد قراردادهای بای بک، ایجاد امنیت بازار است . یعنی کسانی که نسبت به فروش محصولاتشان نگرانی دارند به سراغ این نوع قراردادها می روند، اما ما در آن زمینه هایی که نگرانی هایی داشتیم، سراغ بیع متقابل (بای بک) نرفتیم; بلکه در نفت خام که بازاری کاملا مطمئن دارد، به سراغ بای بک رفتیم . وی افزود: بای بک شتابزده ما در شرایطی انجام گرفت که اوپک طی چند مرحله 5/3 میلیون بشکه کاهش تولید داوطلبانه داد و سهم ما در اوپک روزانه 500 هزار بشکه بود . لذا عقل سلیم ایجاب می کرد که وقتی منطق از دست ندادن فرصت ها منطق مسلط است، ما همه انرژی و ظرفیت های مالی و انسانی خودمان را بر روی فعال کردن هر چه سریع تر صنعت پتروشیمی متمرکز کنیم و این سؤال به طور جدی مطرح است که چرا ما در سال 76 ناگهان 43 پروژه را در سمینار لندن در معرض بیع متقابل قرار دادیم و بخش اعظم ظرفیت های خود و انسانی خود را درگیر مسائل ریز و درشتی کردیم که اولویتی هم نداشت؟

    دکتر مؤمنی در پایان این همایش که از سوی انجمن های اسلامی دانشگاه های تهران برگزار شده بود، گفت: فصل مشترک همه سرمایه گذاری ها در بخش پتروشیمی و نفت و گاز، این است که هیچ کدام مطالعه بازار ندارند و همه آنها با پیش فرض عرضه و تقاضا پیش رفته اند . در حالی که کشورهای صنعتی همه رویکرد محوری یشان ناهمسازی مناطق عرضه نفت است و در این میان خلیج فارس نیز از 20 سال آینده به یک جایگاه منحصر به فرد تبدیل خواهد شد . رفتن به سوی مشارکت جویی و افزایش انگیزش های ملی و ایجاد احساس تعلق، رمز پایداری و حفظ تمامیت ارضی و استقلال ملی است . از منظر اجتماعی نیز سمت گیری های عدالت اجتماعی و تدوین برنامه ملی مبارزه با فساد، یک امر ضروری و اجتناب ناپذیر است و از منظر اقتصادی هم تمرکز و تشویق فعالیت های مولد، اساس توسعه اقتصادی است .

    همچنین دکتر مواهبی از اساتید دانشگاه طی سخنانی در این همایش، با اشاره به خلاهای پژوهشی و تاثیر آن بر افکار عمومی و منافع ملی، بر ضرورت خروج از بن بست نقد و بالا رفتن قدرت تحمل و نقد پذیری درباره انتقاداتی که پیرامون مسائل نفت و قراردادهای بیع متقابل مطرح می شود، تاکید کرد .

    پدیدآورنده: فرزانه محسنی فرد

    نگاهی به توانمندی های انرژی كشور در استان خوزستان

    نگاهی به توانمندی های انرژی كشور در استان خوزستان

     

    در پس چهره خسته و جنگ زده استان خوزستان كه بیشتر در ذهن مردم ایران یادآور مقاومت مردم مجاهد آن در طول هشت سال جنگ مقابل عراق است، چهره دیگری وجود دارد كه شاید كمتر كسی از آن خبر داشته باشد.

     

     

    در پس چهره خسته و جنگ زده استان خوزستان كه بیشتر در ذهن مردم ایران یادآور مقاومت مردم مجاهد آن در طول هشت سال جنگ مقابل عراق است، چهره دیگری وجود دارد كه شاید كمتر كسی از آن خبر داشته باشد.

    این استان علی رغم ضرباتی كه به زیرساخت های آن در طول جنگ وارد آمده است، در حال حاضر منبع اصلی تأمین انرژی كشور به حساب می آید. به نحوی كه ۹۳ درصد انرژی برق آبی كشور را این استان تأمین می كند.وجود منابع گسترده آب های سطحی و زیرزمینی موجب شده تا سدهای عظیمی در این استان احداث شود.

    چگونگی بهره برداری از آب های منطقه، آخرین وضعیت رود كارون، توان برق آبی كشور و وضعیت بزرگترین سدهای كشور در این استان، صادرات آب به كویت و رفسنجان، تولید برق و صادرات آن به عراق، وضعیت نیروگاه های كشور و امنیت آنها در صورت شیطنت های سیاسی سؤالاتی است كه در این گزارش با سفر چند روزه خبرنگاران به استان خوزستان ،پاسخ آنها را خواهید یافت.

    استان خوزستان دارای ۳۳ میلیارد مترمكعب آب جاری و حدود ۳ میلیارد متر مكعب آب زیرزمینی پتانسیل یابی شده كه برای ۳۶ میلیارد متر مكعب در سال برنامه ریزی می شود كه این مقدار آب از ۵ حوزه رودخانه های كرخه، كارون، دز، مارون و حوزه جراحی به دشت آزادگان سرازیر می شود.

    در حال حاضر حدود ۵۰ درصد دبی آب ظرفیت ذخیره دارد ولی میزان حداكثری كه در حال حاضر در كشور می توانیم مهار كنیم حدود ۸ میلیارد مترمكعب است لذا اجرا و تكمیل سدهای كارون چهار، بختیاری و كارون ۲، به منظور استفاده از پتانسیل فعال همه آب های جاری در پیش گرفته شده است.

    ● استفاده از آب های منطقه

    آب رودخانه های خوزستان در سه حوزه صنعت، شرب و كشاورزی مورد بهره برداری قرار می گیرند اما نكته جالب این كه حدود ۹۰ درصد این آب برای كشاورزی و كمتر از ده درصد آن برای صنعت و شرب مصرف می شود.

    درآمد دولت از سدهای استان خوزستان حدود ۳۰۰ میلیارد تومان است كه البته این رقم با توجه به نرخ دولتی محاسبه می شود. از مبلغ فوق الذكر حدود ۲۰۰ میلیارد تومان آن سالانه به توسعه سدسازی اختصاص می یابد و بخش دیگری برای بهینه سازی و بازسازی نیروگاه ها و كارهای اساسی آن هزینه می شود.

    ● استفاده بهینه از رودخانه ها

    در حال حاضر در خوزستان ۲۵۰۰ كیلومتر رودخانه وجود دارد كه رودخانه كارون با طول ۹۰۰ كیلومتر طولانی ترین رود كشور است و یكی از مهمترین برنامه های وزارت نیرو ساماندهی رودخانه های این استان است چرا كه در ده سال گذشته حدود ۶۳۲ میلیارد تومان خسارت به زیرساخت ها و اراضی كشاورزی و تأسیسات در این استان وارد شده است.

    بر اساس برآوردهای انجام شده برای ساماندهی كلیه رودخانه های استان حدود ۳۱۰ میلیارد تومان هزینه لازم است كه ۲۱۰ میلیارد آن به رودخانه كارون به ویژه لایروبی آن اختصاص می یابد. استفاده بهینه از آب رودخانه ها، افزایش كیفیت آب و كشتیرانی در رودخانه های كارون از جمله مزایای ساماندهی آب رودخانه های خوزستان به شمار می رود.

    در همین راستا دولت امسال ۷۱۰ میلیارد تومان اعتبار به خوزستان اختصاص داده است كه البته با توجه به پتانسیل موجود و حجم كاری كه می شود این مبلغ چندان قابل توجه نیست و اگر مصوبات سفر هیأت دولت عملی شود حدود ۲۰۰ میلیارد تومان در سال برای انتقال برق های تولید شده در این استان لازم است.لازم به ذكر است در ده سال گذشته ۳۰۰ میلیارد تومان به زیر ساخت های استان به علت سیل خسارت وارد شده است.

    ● توان برق آبی

    كلاً كشورهای جهان به ویژه ایران برای تولید برق وابسته به سوخت های فسیلی هستند اما نیروگاه های آبی با صرفه ترین مولدهای برق هستند كه در واقع سوختشان آب است. استان خوزستان با وجود سدهای ساخته شده معادل ۹۳ درصد برق آبی كشور را تأمین می كند و سایر استانهای كشور تنها هفت درصد در این صنعت مهم نقش دارند. امسال ۷۱۰ میلیارد به گسترش و تجهیز این بخش بودجه اختصاص داده شده است.

    همچنین در سال ۸۵ كه نیروگاه های حرارتی توان لازم برای پاسخگویی به مصرف برق كشور را نداشتند، مخازن موجود در این استان به نحوی نگهداری شده بودند كه كسری برق كل كشور را تأمین كردند.

    رشد مصرف برق در كشور۵/۹ درصد است كه این رشد مصرف در خود استان خوزستان حدود ۱۴ درصد می باشد و اگر در حال حاضر ۴۵ هزار مگاوات نیروگاه نصب شده در كشور داشته باشیم سالی ۴ هزار و ۵۰۰ مگاوات برق وارد مدار می شود كه دولت بین ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ مگاوات آن را روی خوزستان حساب می كند.

    در سفر اخیر هیأت دولت به این استان نیز ۶۰ تا ۷۰ درصد مصوبات هیأت دولت مربوط به وزارت نیرو بوده است.البته وجود ۲۳۰ هزار مشترك غیر مجاز در شبكه برق این استان منجر شده كه فشارهای زیادی به این شبكه وارد شود و بعضاً به علت پوسیدگی های این شبكه در طول جنگ تحمیلی مردم این استان بعضاً با مشكل كمبود و قطع برق مواجه باشند.

    ● صادرات آب

    وجود منابع عظیم آب در خوزستان مسئولین كشور را به این فكر انداخته تا بخشی از این آب را در جهت درآمدزایی صادر كنند.البته اولویت آب رسانی به شهرهای استان از جمله دشت آزادگان است كه سال آینده خط انتقال آب دشت آزادگان از كرخه آغاز می شود.

    تصمیمی نیز برای انتقال آب كارون به نقاط مركزی ایران از جمله رفسنجان در دولت های گذشته گرفته شده بود كه وزیر نیرو در سفر اخیر به استان خوزستان به صراحت اعلام كرده اجرای انتقال آب كارون به رفسنجان كه به طرح بهشت آباد معروف است به علت عدم توجیه اقتصادی فعلاً در دستور كار دولت قرار ندارد.

    از سوی دیگر در خصوص صادرات آب به كویت هم باید گفت كه در كل اراضی مطالعه شده حوزه كرخه كه محل تأمین آب برای كویت منظور شده بود، در بیلان آب كرخه محاسبه شده تا مازاد آب مشخص شود.

    بخشی از آب های زیرزمینی حوزه كرخه پتانسیل یابی شده كه به آب های سطحی اضافه می شود لذا از آن محل برای صادرات آب به كویت محاسبه شده كه علاوه بر شبكه های حدود ۳۵۰ هزار هكتار اراضی زیر کرخه امكان تأمین آب شرب وجود دارد.

    چنانچه به لحاظ محاسبه بیلان آب، چیزی مازاد در آن حوزه باشد دولت برای صادرات آب به كویت تصمیم می گیرد ولی به گفته حجازی مدیر عامل شركت آب و برق خوزستان تاكنون هیچ تصمیمی در این خصوص گرفته نشده است.

    در خصوص صادرات برق به عراق نیز این پتانسیل وجود دارد كه مازاد برق خود را به عراق منتقل كنیم و بخش خصوصی امیدوار است بتواند در این خصوص نقش فعال تری را ایفا كند. بخش خصوصی حاضر شده تا ۵ نیروگاه در خوزستان احداث كند.

    ● نیروگاه هایی در دل كوه

    تأمین بیش از ۹۰ درصد برق آبی كشور و حجم بالایی از آب مورد نیاز محصولات كشاورزی در منطقه استراتژیك خوزستان در جنوب غرب كشور این نگرانی را به وجود آورده كه در صورتی كه دشمن قصد شیطنت و یا تهدید نظامی را داشته باشد، می توان با آسیب رساندن به سدهای این منطقه، بحران های جدی را ایجاد كند لذا باید دید امنیت این سدها چگونه تأمین می شود.

    مدیر عامل سازمان آب و برق خوزستان به این سؤال ما چنین پاسخ می دهد كه در خصوص تأمین امنیت سدهای استان نگرانی نداریم چرا كه این سدها به لحاظ بدنه و سازه محكم هستند و تنها مشكل تأمین امنیت برای نیروگاه هاست كه نیروگاه های جدید نیز در دل كوه ها ساخته شده اند.

    در مدت جنگ تحمیلی هم عراق خیلی سعی كرد به سدهای ما حمله كند اما موفق نشد. ضمن این كه سدهای ما مجهز به پدافند غیر عامل هستند و در این مورد برنامه ریزی ها و سازماندهی هایی را داشته اند. نیروگاه های ما نیز در صورت هر گونه تعرضی، امكان بازسازی سریع را دارند.

    ● نگاهی به توان دو سد

    سد دز بر روی رودخانه دز در ۲۳ کیلومتری شمال شرقی شهرستان اندیمشک احداث شده و این سد نخستین سد از رشته سدهای چند منظوره است که در ۲۳ اسفند ماه ۱۳۴۱ مورد بهره برداری قرار گرفت و آب رودخانه دز از ارتفاعات اشتران کوه، قالی کوه و بخشی از سلسله جبال زاگرس سرچشمه گرفته و سرشاخه های فرعی آن را رودخانه بختیاری، تیره و ماربوره الیگودرز، مکن دان و سرخساب کشور تشکیل می دهند و با احداث سد دز در پشت دیواره این سد دریاچه ای به طول ۶۵ کیلومتر بوجود آمده که با ظرفیت نهایی ۳/۳ میلیارد متر مکعب آب را در خود جای می دهد.

    هدف اصلی از احداث سدهایی نظیر سد دز، کنترل سیلاب ها، تنظیم آب جهت مصارف آبیاری و تامین نیروی لازم جهت تولید برق است و به منظور کنترل سیلابها دو تونل سرریز در ضلع شرقی دریاچه و با فاصله کمی از بدنه سد ساخته شده است که قطر تونل تخلیه شماره یک ۱۴ متر و قطر تونل شماره دو ۶/۱۲ متر است و هر یک از آنها قادر به تخلیه ۳ هزار متر مکعب آب در ثانیه است.

    ● سد کرخه

    مطالعات اولیه در حوزه آبریز کرخه در سال ۱۳۳۵ توسط مشاورین خارجی آغاز شد و در نهایت در سال ۱۳۵۸ پیشنهاد احداث سد مخزنی در محلی به نام "کرخه صفر" ارائه گردید.

    با پیروزی انقلاب اسلامی مطالعات انجام شده مورد بازنگری قرار گرفت.

    در سال ۱۳۶۹ از سوی شرکت ایرانی مهندسی مشاور مهاب قدس، محور کنونی که به مراتب از توجیه اقتصادی بیشتری برخوردار است در فاصله ۲۱ کیلومتری شمال غربی اندیمشک به عنوان محور نهایی سد تعیین گردید.

    عملیات اجرایی طرح از اسفندماه سال ۱۳۷۰ با حفاری سیستم انحراف آب آغاز شد و در مهرماه سال ۱۳۷۴ انحراف آب صورت پذیرفت و کار ساخت بدنه اصلی سد وارد مرحله جدیدی شد و در پی خشکسالی بی سابقه در سال ۱۳۷۸ در اولین زمان ممکن یعنی ۲۴ بهمن ماه سال ۱۳۷۸ آبگیری سد آغاز شد و تکمیل فعالیت های ساختمانی طرح تا پایان سال ۱۳۸۰ و بهره برداری کامل از نیروگاه تا مرداد سال ۱۳۸۲ به طول انجامید.

    طرح کرخه از بهمن ماه سال ۷۸ تا پایان سال ۸۲ ضمن مهار بیش از ۲۰ سیلاب بزرگ بالغ بر ۹ هزار میلیون متر مکعب آب دریاچه سد را جهت اراضی کشاورزی پایین دست تنظیم و تخلیه نموده و بیش از ۸۵۰ هزار مگاوات ساعت برق تولید کرده است. سازنده سد کرخه پایگاه سازندگی خاتم الانبیاء بوده است.

    مروری بر موقعیت های بیابان زدایی در خوزستان

    از دیگر آثار بیابان زدایی جلوگیری از مهاجرت روستاییان و اشتغال در زمینه تولیدات کشاورزی و صنایع دستی و ایجاد پناهگاهی برای انواع پرندگان و خزندگان است.
    مروری بر موقعیت های بیابان زدایی در خوزستان

    سال هاست که با بردن نام خوزستان، بلافاصله دو نام دیگر در ذهن تداعی می شود؛ نفت و جنگ، اما خیلی پیشتر از آنکه به سرمایه عظیم خفته در دل خاک خوزستان پی ببرند و استخراج طلای سیاه آغاز شود و بسیار قبل تر از حماسه آفرینی دفاع در دیار خوزستان، نام دیگری همزاد و همراه این منطقه بوده است. این همزاد بیابان است که از مساحت ۴/۶ میلیون هکتاری استان خوزستان، ۲۷/۱ میلیون هکتار را به خود اختصاص داده است.

    از این نظر خوزستان جزء آسیب پذیرترین استان های کشور محسوب می شود چرا که اراضی بیابان آن شامل ۱۱ شهرستان است و ۳۵۰ هزار هکتار از بیابان ها را شن های روان تشکیل می دهند که شامل ۶ کانون بحران فرسایش بادی است. کانون های بحران زای فرسایش بادی بیشترین خسارت های مالی و زیست محیطی را به منابع اقتصادی خوزستان وارد می کنند.

    ● ضرورت بیابان زدایی

    خوزستان قطب اقتصادی کشور محسوب شده و جایگاهی بی بدیل در این زمینه دارد. وجود صنایع عظیم نفت و گاز، پتروشیمی و سدهای عظیمی همچون کرخه و رودهای کرخه، کارون، زهره، جراحی از ویژگی های خوزستان است که بخش عمده ای از این منابع عظیم و مهم در عرصه های بیابانی و شنزارهای فعال قرار دارند.

    اراضی زراعی واقع در دشت آزادگان و غرب و شرق رودخانه کرخه، جاده های نفت منطقه اهواز و امیدیه، جاده آسفالته و راه آهن اهواز تهران همگی در معرض خطرات هجوم بتون و بیابان شدن قرار دارد. در حوزه شهری نیز تپه های ماسه ای البروایه، الباجی، نظام آباد، فولی آباد، حمیدیه، گبوعه، مارون و مشرحات، ملاثانی و تپه های غرب کرخه مستقیما با اهواز، مرکز استان خوزستان مرتبطند و از مناطق بیابانی خارج از مرکز می توان به مجموعه ماسه زارهای بستان و شوش اشاره کرد.

    همه اینها در حالی است که بنا بر اعلام سازمان FAO، چنانچه سطح جنگل های هر کشور، کمتر از ۲۵ درصد خاک آن باشد از نظر محیط زیست انسانی وضعیت بحرانی در آن کشور حاکم خواهد شد. در ایران، حدود ۵/۷ درصد مساحت کشور پوشش جنگلی است و سرانه جنگل برای آن ۲/۰ هکتار است که این میزان در جهان ۸/۰ هکتار اعلام شده است. در خوزستان نیز حدود ۱۹ درصد مساحت استان را بیابان تشکیل می دهد.

    ● چگونگی بیابان زدایی

    نخستین عرصه بیابانی ایرانی در مهرماه ۱۳۴۷ در سطحی معادل ۴۰ هکتار در منطقه الباجی اهواز بوسیله پوشش نفتی (مالچ) و سپس نهالکاری باگزو کهور مورد تثبیت و کنترل قرار گرفت. بیابان زدایی با روش مالچ پاشی و نهالکاری یک اقدام تلفیقی و ترکیبی است که پس از تامین شرایط آب و هوایی لازم مخصوصا بارندگی اولیه در حد ۳۰ تا ۴۰ میلیمتر اجرا می شود.

    در این روش مالچ نفتی پس از حمل از پالایشگاه های نفت با دستگاه های مخصوص بر روی شنزارها پاشیده می شود و پس از مدت کوتاهی در آن مناطق نهال غرس می شود. این شیوه در مناطق بحرانی و شنزارهای فعال کاربرد فراوانی دارد. از سوی دیگر مشارکت مردمی در بیابان زدایی نقش فوق العاده مهم و غیرقابل انکاری دارد.

    در خوزستان نیز تقاضای مردمی برای بیابان زدایی قسمتی از اراضی شنزار بیابانی وجود دارد که پس از تامین شرایط لازم، قراردادهای مدون ۳ تا ۵ ساله با آنها عقد می شود. نهالکاری نیز با استفاده از گونه ای سازگار با شرایط اقلیمی منطقه صورت می گیرد و به مجری اجازه کشت صیفی جات و سایر محصولات مناسب فصلی در بین ردیف های نهالکاری داده می شود.

    روش دیگر انجام بیابان زدایی با مشارکت مردم و واگذاری اراضی بیابانی با استفاده از تبصره پنج ماده ۳۴ قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل ها و مراتع کشور است که طی آن طرح های اجرایی تهیه می شود و فعالیت مجری طرح طبق طرحی خواهد بود که به تصویب منابع طبیعی می رسد.

    در این نوع مشارکت خدمات بلاعوض از سوی دولت به نمایندگی منابع طبیعی به مجری طرح در حفاری چاه های آب آموزش مجریان، تامین نهال و... داده می شود. در این روش اجرایی علاوه بر کنترل بیابان های استان اشتغالزایی مولد و پایدار نیز ایجاد می شود.

    براساس مطالعات انجام شده تا پایان سال ۱۳۸۴ حداقل ۷۶ هزار هکتار از ماسه زارها و بیابان های استان استعداد و قابلیت جلب مشارکت مردم را دارد که تاکنون حدود ۵۰ درصد آن منجر به قراردادهای مشارکتی شده است و افق توسعه اقدامات بیابان زدایی با مشارکت مردم افق روشن و امیددهنده ای را نوید می دهد. طی چند سال گذشته نیز یکی از برنامه های مهم و اساسی اداره کل منابع طبیعی استان خوزستان، فرهنگ سازی و جلب مشارکت سازمان ها، شرکت های تولیدی در توسعه فضای سبز و بیابان زدایی بوده است.

    همچنین شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب با تشکیل دفتری به منظور تمرکز فعالیت های فضای سبز و بیابان زدایی اطراف تاسیسات نفتی در مناطق نفت خیز جنوب اثرات مثبتی در روند پدیده مذکور داشته است. اهم فعالیت های این شرکت مالچ پاشی و نهالکاری مناطق امیدیه و اهواز در دوره های مختلف است.

    از سوی دیگر سازمان آب و برق خوزستان با هدایت فنی منابع طبیعی خوزستان با هدف حفاظت از کانال های آبرسانی، نهالکاری اطراف کانال ها را شروع کرد و در سال ۱۳۸۳ با هدف حفاظت پایدار در منطقه، عملیات مالچ پاشی و نهالکاری در منطقه بحرانی چنانی که در تاسیسات آبرسانی و کانال پای پل کرخه واقع است را آغاز کرده است.

    در نتیجه ۴۰ سال فعالیت تثبیت شن و بیابان زدایی در خوزستان، کنترل حداقل ۱۰۰ هزار هکتار از بیابان های استان و ایجاد هزاران هکتار جنگل های دست کاشت میسر شده است. حاصل ایجاد جنگل ها جذب دی اکسید کربن هوا و افزایش اکسیژن هواست که از بارزترین دستاوردهای بیابان زدایی است. اشتغال مولد با جلب مشارکت های مردمی از دیگر جنبه های مثبت بیابان زدایی است. در نتیجه بیابان زدایی تامین علوفه دامی روستاییان با استفاده از سه شاخه ها و گیاهان و بوته های علفی زیر اشکوب این جنگل ها بخصوص در فصل پاییز و زمستان که کمبود علوفه وجود دارد، امکان پذیر شده است.

    از دیگر آثار بیابان زدایی جلوگیری از مهاجرت روستاییان و اشتغال در زمینه تولیدات کشاورزی و صنایع دستی و ایجاد پناهگاهی برای انواع پرندگان و خزندگان است. همچنین مهار بیابان از بروز سیل و افزایش نفوذ آب های جاری جلوگیری می کند و در نهایت منجر به حفظ مناطق مسکونی خطوط ارتباطی و منابع ارزشمند اقتصادی و اجتماعی و نظامی شود.

    ایجاد اشتغال و توسعه اقتصاد خوزستان در گرو توجه به صنایع کوچک

    .: ایجاد اشتغال و توسعه اقتصاد خوزستان در گرو توجه به صنایع کوچک

    وجود صنایع بزرگی چون نفت گاز و پتروشیمی ، فولاد و شاهراه های تجاری حیاتی ، بنادر و گمرکات فعال ، مزارع عظیم کشت و صنعت و نخیلات و زمین های مستعد کشاورزی ، خوزستان را به بستری مناسب در جذب سرمایه گذاریهای صنعتی و اقتصادی تبدیل کرده است به طوریکه در طول سه سال اخیر ( تا سال 87) با سرمایه گذاری بیش از 60 هزار میلیارد ريال در بخش صنعت دومین استان کشور شناخته شده ایم . خوزستان در طرح آمایش صنعتی با 52 طرح صنعتی و معدنی با اعتبار 2 هزار و 700 میلیون تومان دومین استان بعد از تهران در سطح کشور دارندۀ این تعداد طرح می باشیم . در بخش سرمایه گذاری خارجی نیز در سالهای اخیر با سرمایه گذاری 398 میلیون و 485 هزار دلار 13طرح بزرگ صنعتی همچون صنایع فلزی و شیمیایی راه اندازی شده است .
    فعالیت 30 شهرک و 2 هزار و 64 واحد صنعتی ، اشتغال حدود 90 هزار نفر ( تا سال 87) ، 64 طرح صنعتی در حال اجرا و صادرات 3 میلیارد دلاری صنایع به کشورهای مختلف جهان در سال نشان از رشد قابل توجه سرمایه گذاری در استان دارد .

    نمایی از وضعیت واحدهای صنعتی مستقر در شهرکهای صنعتی خوزستان

    خوزستان دارای 33 شهرک صنعتی به مساحت 7132 هکتار و 34 ناحیه صنعتی در مساحتی 667 هکتار مصوب می باشد و در 27 شهرک در مساحت 5314 هکتار و 1980 قرارداد و 11 ناحیه صنعتی به مساحت 96 هکتار و 167 قرارداد نیز زمین در حال واگذاری است . همچنین 15 ناحیه صنعتی مصوب دیگر در 469 هکتار در استان وجود دارد . براساس این گزارش 1953 قرارداد واگذاری زمین در شهرکهای صنعتی واگذار شده که از این تعداد 1418 قرارداد منجر به ساخت واحد صنعتی شده است .
    از کل قراردادهای منعقده و واگذاری زمین که منجر به ساخت واحد صنعتی در استان خوزستان شده ،722 واحد فعال و برای 14682 نفر زمینه شغل فراهم کرده است . براساس این گزارش در آینده نزدیک 6688 واحد با سرمایه گذاری 368 میلیارد ريال به بهره برداری خواهند رسید و برای 1015 نفر زمینه شغل ایجاد می شود .
    کالاهای تولیدی واحدهای صنعتی خوزستان از طریق بنادر استان و مرزها به کشورهای حوزه خلیج فارس صادر می شوند که رقم قابل توجهی را از سهم صادارت کالاهای غیر نفتی را به خود اختصاص داده اند . این در حالی است که اکثر واحدهای صنایع کوچک به دلیل عدم آشنایی و یا توانایی و ظرفیت نامحدود در تولید ، قادر به بازاریابی مناسب از تولیدات خود در بازارهای هدف نمی باشند که دولت با اعطای مشوقها ، تخفیف مالی ، برپایی نمایشگاه عرضه تولیدات و ... از کالاهای تولیدی واحدهای صنعتی کوچک حمایت می کند .
     بر اساس این گزارش ، با وجود اینکه 94 درصد از واحدهای صنعتی و در حال بهره برداری دارای مجوز از صنایع و معادن را صنایع کوچک در استان تشکیل می دهند ، این میزان واحد صنعتی کوچک که تنها در شهرکها مستقر هستند برای 14 هزار و 682 نفر زمینه شغل فراهم کرده است و امسال برای توسعه این واحدها 272 میلیون تومان اعتبار داخلی اختصاص یافته است هر چند با توجه به ضرورت حمایت و توسعه واحدهای صنعتی نیاز استان به بیش از این میزان اعتبارات است ، که در سال جاری اعتبار اختصاص یافته نسبت به سال گذشته 11 درصد کاهش یافته است . (اعتبار سال گذشته 309 میلیارد تومان می باشد)
    شرکت شهرکهای صنعتی خوزستان در راستای تحقق اهداف سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران برای حمایت سرمایه گذاران خصوصی در بخش صنعت اقدام به برگزاری دوره های آموزشی مهارت کارآفرینی مدیریتی ، حمایت از حضور واحدهای صنعتی در نمایشگاه های مختلف برای عرضه تولیدات واحدهای صنعتی و ... ، توسعه واحدهای صنعتی در قالب خوشه های صنعتی ، برگزاری تور برای واحدها ، ایجاد مراکز مجتمع های فناوری ، امکان سنجی طرح های صنعتی و راهنمایی متقاضیان ، عارضه یابی و مطالعه واحدهای صنعتی کوچک ، اعطای تسهیلات کمکهای فنی و اعتباری به صنایع کوچک نموده است . همچنین صندوق ضمانت سرمایه گذاری صنایع کوچک کسری ضمانت واحدهای صنعتی کوچک د رامر اخذ تسهیلات را جبران می کند .
    براساس این گزارش در راستای حمایت از طرح های پژوهشی ، شرکت شهرکهای صنعتی خوزستان از پایان نامه های پژوهشی در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری مرتبط با بخش صنعت و شهرکهای صنعتی استان حمایت مالی می نماید .

    -    افزایش 200 درصدی جذب سرمایه گذاری خصوصی در شهرکهای صنعتی .

    این گزارش می افزاید : طی یک ماه اخیر جذب سرمایه گذاری بخش خصوصی در شهرکهای صنعتی خوزستان 200 درصد رشد داشته است .
    این میزان سرمایه گذاری بخش خصوصی در قالب واگذاری زمین برای احداث واحدهای صنعتی در شهرکها می باشد و در حالی که در 6 ماهه نخست امسال تنها 9 هکتار زمین به بخش خصوصی واگذار شده اما در طی یک ماه اخیر و در راستای اجرای اصل 44 قانون اساسی برای واگذاری امور به بخش خصوصی حدود 25 هکتار زمین به این بخش واگذار شده که از رشد قابل توجهی برخوردار بوده است . هم اکنون نیز به میزان 60 هکتار متقاضی زمین برای احداث واحد صنعتی در استان در حال بررسی می باشد وضعیت و اخذ استعلامات زیرساختها می باشد .
    لازم به ذکر است براساس قوانین موجود دستگاه های مرتبط با امور زیرساختی از جمله خطوط گاز ، آب ، تلفن ، برق ، جاده دسترسی و ... می بایست اقدام به تأمین این زیرساختها تا ورودی شهرکها نمایند و شرکت شهرکهای صنعتی به عنوان متولی تأمین زیرساختها به جد پیگیر تحقق این امر است .
    براساس این گزارش ، در راستای تأمین زیرساختها و توسعه عمرانی واحدهای صنعتی ، شرکت شهرکهای صنعتی از این پس نهال رایگان در اختیار واحدهای صنعتی قرار  خواهد داد . با توجه به اینکه سرانه فضای سبز در شهرکهای صنعتی می بایست توسط واحدها و شرکت 25 درصد باشد که هم اکنون واحدها تنها به میزان یک درصد اقدام به ایجاد فضای سبز نموده اند از این رو شرکت شهرکهای صنعتی استان برای تشویق واحدها به انجام این امر 5 هزار اصل نهال به مبلغ 15 میلیون تومان را در اختیار واحدها قرار خواهد داد .

    توسعه خوشه های صنعتی درخوزستان

    توسعه و اجرای خوشه های صنعتی در استان خوزستان از دیگر برنامه ها و حمایت های شرکت شهرکهای صنعتی خوزستان از واحدهای صنایع کوچک است . از 5 خوشه صنعتی ساخت قطعات نفت گاز و پتروشیمی ، خرما ، ادوات کشاورزی و صنایع غذایی شمال خوزستان ، پوشاک و نساجی مصوب در حال حاضر 2 خوشه خرما و ساخت قطعات نفت و گاز  در حال توسعه هستند . خوشه صنعتی در واقع برنامه چشم انداز توسعه را برای واحدهای صنعتی این بخش تدوین و اجراء خواهد ساخت که برای این دو خوشه هر کدام سه میلیارد  تومان اعتبار نیاز است .
    این میزان اعتبار به طور مساوی از سوی واحدهای صنعتی ، شرکت شهرکهای صنعتی
    و دستگاه های مرتبط تأمین خواهد شد . برای توسعه خوشه های صنعتی بازاریابی و عرضه تولیدات در بازارهای هدف و تأمین امکانات مورد نیاز و رفع کمبودها درون خوشه از
    اولویت های برنامه ریزان است

    چرا آلودگ سرطانزاست

    رئیس مرکز تحقیقات سرطان بروز سرطان ناشی از آلودگی را وابسته به ژن دانست و گفت: «بروز سرطان ناشی از آلودگی هوا تنها منحصر به تنگی نفس و سرگیجه نیست زیرا افزایش آلودگی هوا با ایجاد تغییراتی در ژنها در دراز مدت می تواند منجر به بروز و شیوع سرطان شود.» 

    دکتر محمد اسماعیل اکبری در گفتگو با مهر، سرطان را سومین عامل مرگ و میر در کشور نام برد و افزود: «علل بروز این بیماری روز به روز در حال افزایش است به گونه ای که طبق تحقیقات سازمان ملل در 10 سال آینده تعداد مبتلایان به این بیماری به دو برابر میزان فعلی می رسد.»

    وی به شیوع بیماری سرطان بر اثر افزایش آلودگی هوا اشاره کرد و اظهار داشت، بروز این بیماری ناشی از آلودگیها وابسته به ژن است.

    رئیس مرکز تحقیقات سرطان با تاکید بر اینکه بروز بیماری سرطان ناشی از افزایش آلودگی هوا تنها منحصر به تنگی نفس و سرگیجه نمی شود توضیح داد: «زمانی که آلودگی هوا افزایش می یابد، این آلودگی ها بر روی سلولها می نشیند که عکس العمل سلولها را در پی دارد. این امر سبب تغییرات سلولی می شود که به دنبال آن تحریکاتی در ژنها و سلول پروتئینی P53 ایجاد می شود.»

    وی با بیان اینکه پروتئین P53 به پروتئین "توموری" نیز معروف است   گفت که این پروتئین وظیفه تنظیم کننده چرخه سلولی را بر عهده دارد و در موجودات پر سلولی که سلولها توانایی تقسیم را دارند مانع از تکثیر بی رویه سلولها می شوند. به عبارت دیگر یک نگهدارنده ژنوم از جهشها محسوب می شوند.

    اکبری با تاکید بر اینکه این تغییرات در دراز مدت می تواند منجر به بروز سرطان در انسانها شود یادآور شد که کوچکترین تغییر در سلولها باعث بروز و شیوع سرطانها می شود که آلودگی هوا می تواند یکی از این عوامل بروز این بیماری در جوامع باشد.

    بررسی قیمتها دردومین هفته هدفمند کردن یارانه ها


    بررسی قیمتها در روز اول از هفته دوم اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها آرام است و تلاطمی در قیمتها مشاهده نمی‌شود، این در حالی است که گزارش از نانواییهای سطح شهر نشان می‌دهد که برخی نانوایی‌ها نان را ارزانتر از قیمت مصوب عرضه می‌کنند. 

    به گزارش مهر امروز اولین روز از آغاز هفته دوم بعد از اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها است. بازار آرام و قیمت‌ها بدون تغییر نسبت به هفته گذشته به چشم می خورد؛ اما در مقابل این بازار آرام، مردم رفتاری غیر از هفته های گذشته از خود نشان می دهند و آن، نگرش جدید نسبت به خرید کردن است. گویا آنها به این نتیجه رسیده اند که باید با نوع رفتار قبلی خود در خرید و مصرف، خداحافظی کرده و به سمت نگرشی جدید در خریدهای خود پیش روند.

    بازار امروز نشانگر این است که اقلام پروتئینی با ثبات قیمت و در مواردی با کاهش قیمت مواجه هستند و سایر اقلام نیز به خصوص موادی که در تولید آنها آرد به کار می رود، کاهش قیمت را تجربه می کنند. به نحوی که انواع بسکوئیت، ماکارونی و سایر فرآورده‌های با پایه آرد، با کاهش قیمت مواجه هستند.

    نان ارزانتر از قیمت مصوب
    در این میان، برخی از نانوایی ها نیز به دلیل اینکه از آرد 75 ریالی خود همچنان در گوشه مغازه خود دارند، نان را با همان قیمت قبلی عرضه می کنند. این موارد اگرچه نادر است، اما نشان می دهد که هنوز هم اخلاق کسب و کار در بین نانوایان وجود دارد و آنها تا آخرین کیسه آرد خود، قیمت نان را با نرخ قبلی عرضه می کنند.

    اما هم اکنون بسیاری از نانوایی ها نیز با اوزان تعیین شده از سوی استانداری مشغول به پخت و پز هستند و آنهایی که آزادپز بوده اند، کاهش قیمت داده و آنهایی که دولتی‌پز بوده اند، افزایش قیمت داده اند. در بسیاری از نانوایی ها نیز که در گذشته، از لامپهای پرمصرف و مدادی استفاده می کردند یا در ساعات میانه روز لامپ مغازه آنها روشن بود، این روزها تغییر مشاهده می شود و گویا آنها نیز به فکر افزایش قیمت های آب و برق و روشنایی خود هستند.

    هم اکنون نان سنگک با وزن چانه 700 گرمی 400 تومان، تافتون با وزن چانه 300 گرمی 200 تومان، بربری با وزن چانه 600 گرمی 300 تومان و لواش با وزن چانه 170 گرمی، 100 تومان عرضه می شود.

    میوه در آرامش
    هم اکنون قیمت هر کیلوگرم نارنگی 750تومان، پرتقال شمال 920 تومان، پرتقال تامسون 1500 تومان، خیار 690 تومان و موز 1120 تومان در بازار مشاهده می شود. ضمن اینکه در بخش صیفی جات نیز هر کیلوگرم پیاز با قیمت 570 تومان، سیب زمینی 480 تومان، گوجه 970 تومان، هویچ 320 تومان، بادنجان 700 تومان، کدو 480 تومان، شلغم 250تومان و چغندر 250 تومان عرضه می شود.

    ثبات در اقلام پروتئینی و حبوبات
    در این میان به نظر می رسد با مصوبه دولت مبنی بر حمایت از مرغداریها، قیمت هر کیلوگرم مرغ تازه که با اندکی تلاطم در برخی شهرها مواجه بود، به تعادل قیمتی رسید و هم اکنون به قیمت هر کیلوگرم 2700 تومان عرضه می شود.

    همچنین هر شانه یک کیلوگرمی تخم مرغ نیز 1520 تومان، هر کیلوگرم گوشت مخلوط گوسفند و گوساله چرخ کرده 8500 تومان، ماهیچه گوسفندی 18 هزار و 270 تومان، ماهیچه گوساله 12 هزار تومان، ران گوساله 10 هزار و 500 تومان ، آبگوشتی گوسفندی 10 هزار و 750 تومان و قلوه گاه 8 هزار و 450 تومان در بازار عرضه می شود.

    در این میان، هر بسته 900 گرمی لپه 1950 تومان ، لوبیا قرمز 2460 تومان، لوبیا سفید 1975 تومان، لوبیا چیتی 2450 تومان، نخود لوبیا 1900 تومان و عدس 2024 تومان در بازار عرضه می شود.

    همچنین قیمت هر کیلوگرم برنج هاشمی 2250 تومان، برنج طارم درجه یک 2500 تومان، برنج دودی 1900 تومان و برنج هندی 1650 تومان در بازار به چشم می خورد.

    از سوی دیگر، قیمت هر بسته 5 کیلوگرمی قند بدون تغییر نسبت به روز گذشته 6750 تومان، یک کیلوگرم شکر 1080 تومان و هر قوطی 5 کیلویی روغن نباتی نیز بدون تغییر نسبت به روز گذشته 10200 تومان عرضه می شود. قیمت هر قوطی رب 1700 تومان در بازار عرضه می شود.

    تخریب وسیع آثار تاریخی شهرستان باغملک

     محوطه‌هاي باستاني باغملک در استان خوزستان طي چند سال گذشته مورد حجوم حفاران غيرمجاز و کشاورزان قرار گرفته است و اين اقدام در حالي ادامه دارد که هنوز گزارشي در اين‌باره ارائه نشده و سازمان متولي حفاظت از ميراث فرهنگي نيز اقدامي براي جلوگيري از ادامه تخريب‌هاي پيش‌رو انجام نداده است.
     
    باغملک از جمله شهرهاي کهن ايران است که با نام "اوربه ايلامي" شناخته مي‌شود. اين شهر مرکز شهرستان باغملک است که در شرق استان خوزستان واقع شده و با شهرهاي رامهرمز، ايذه و اهواز و همچنين استان‌هاي چهارمحال بختياري و کهکيلويه و بويراحمد هم مرز است.
     
    به گفته کارشناسان ميراث فرهنگي، تخريب محوطه‌هاي باستاني باغملک طي چندسال گذشته به نحوي شدت گرفته که نگراني علاقه‌مندان ميراث فرهنگي را همراه داشته است. به گفته دوستداران ميراث فرهنگي باغملک طي يک دهه اخير از ميان آثار تاريخي اين شهر تنها 4 اثر به ثبت ملي رسيده و اين درحالي است که هنوز هيچ بررسي و شناسايي، کاوش و يا تعيين حريم در باغملک انجام نشده است.

     
    سراي ارغواني (قلعه ارغواني)،‌ کوشک دالخوني، تپه امام‌زاده شاه رودبند، محوطه باستاني منجنيق، ارابه و تپه باستاني تل سبز، از جمله محوطه‌هاي تخريب شده در باغملک طي چند سال گذشته است که هنوز هم روند تخريبي آن‌ها توسط حفاران غيرمجاز و کشاورزان ادامه دارد.
     
    سراي ارغواني از جمله آثار مهم باغملک است که احتمالا به دوره ساسانيان مربوط مي‌شود. اين سرا يا قلعه در ميان زمين‌هاي کشاورزي محصور شده و به همين علت، کشاورزان براي ادامه کشت خود وارد عرصه آن شده‌اند.
     
    به گفته کارشناسان ميراث فرهنگي، کشت نه تنها روي عرصه که وارد اتاق‌هاي اين قلعه نيز شده است و از همه بدتر آن‌که کشاورزان براي تغيير کشت خود، بخش‌هايي از اين قلعه تاريخي را به آتش کشيده‌اند. همچنين عمليات کشت باعث تخريب ديوارهاي سنگي اين بنا شده است.
     

    البته تخريب اين بنا تنها توسط کشاورزان انجام نمي‌شود و به گفته دوستداران ميراث فرهنگي حدود چند ماه قبل شخصي با لودر اقدام به خاک‌برداري از تپه کرده بود.
     
    کوشک دالخوني يکي ديگر از محوطه‌هاي تخريب شده باغملک است. متهمان تخريب اين بناي تاريخي حفاران غيرمجاز و قاچاقچيان اموال تاريخي هستند. حفره‌هايي به عمق 2 و عرض يک متر نشان از حضور حفاران غيرمجاز در اين کوشک ساساني ـ اسلامي دارند.
     
    قاچاقچيان حتي داخل اتاق‌هاي کوشک را هم به دنبال آثار تاريخي گشتند و سوراخ کردند. اتاق‌هاي 5 متري اين کوشک با مصالح گچ و سنگ ساخته شده و در حالي که عمر زيادي از آن مي‌گذرد اما هنوز پابرجا هستند.
     
    گفته مي‌شود که کوشک دالخوني براي امنيت بين راهي کاروان‌ها ساخته شده و به همين علت با قرار گرفتن محل آن در دشت، کاربري يک پاسگاه نظامي را داشته است.
     
    محوطه باستاني ارابه نيز يکي ديگر از قربانيان حجوم حفاران غيرمجاز است. حفره‌هاي ايجاد شده روي اين محوطه با عمق يک متر و 20 سانتي‌متر، طول يک متر و 60 سانتي‌متر و عرض يک متر و 70 سانتي‌متر از جمله نشانه‌هاي حضور قاچاقچيان اموال فرهنگي است.
     
    از بقاياي کندن حفاران غيرمجاز، سفال‌‌هاي دوره ساساني و اسلامي به جاي مانده است. از سوي ديگر يکي از حفره‌هاي به وجود آمده در اين محوطه به طول 14 متر و عرض 4 متر و ارتفاع يک متر و 40 سانتي‌متر باعث شده تا سنگ و گچ بناي مدفون در اين محوطه به روي خاک آورده شود و باقي‌ آن نيز به صورت نخاله به محلي در نزديکي تپه برده شده است.
     
    با توجه به مشاهدات عيني و وجود ديوارهاي بيرون آمده از خاک و سفال‌هاي پراکنده در اطراف محوطه باستاني ارابه،‌ کارشناسان احتمال مي‌دهند که بناي تخريب شده به دوره ساساني و اسلامي تعلق داشته باشد.
     
    تپه باستاني تل سبز باغملک نيز به دليل حضور حفاران غيرمجاز تخريب شده است. چاله‌اي به عمق 12 متر و طول يک متر و 80 سانتي‌متر و عرض يک متر و 40 سانتي‌متر نشان از آسايش خاطر حفاران در اين محوطه باستاني دارد. اين حفره بزرگ در زمستان سال 1388 ايجاد شده و گفته مي‌شود که حفاران همچنان به کار خود ادامه مي‌دهند.
     
    تپه‌هاي امامزاده شاه رودبند هم بخش ديگري از پيشنيه تاريخي باغملک محسوب مي‌شود که مورد تعرض قرار گرفته است. البته متهم اين تعرض يک مالک شخصي است که دور تا دور ديوارهاي اين تپه‌ها را حصار کشيده و قصد تسطيح آن‌ها را دارد. اقدامات تازه او نشان از آغاز تسطيح اين محوطه‌ها دارد.
     
    اما در کنار اين تپه‌هاي باستاني، محوطه منجنيق واقع شده که قرار است يک جاده دسترسي از روي آن عبور کند. اين جاده توسط مسکن مهر کشيده مي‌شود و هم‌اکنون نيز لودرها بخش‌هايي از اين محوطه را تسطيح کرده‌اند.
     
    به گفته کارشناسان ميراث فرهنگي قرار است لودرها کمي هم در عمق محوطه نفوذ کنند که به دليل وجود گورستان در زير محوط منجنيق، امکان تخريب آثار تاريخي دو چندان مي‌شود.
     
    در اين ميان پرسش اصلي دوستداران ميراث فرهنگي باغملک اين است که چرا يگان پاسداران ميراث فرهنگي با مشاهده حجم گسترده تخريب‌ها هنوز اقدامي جدي براي جلوگيري از اين تخريب‌ها انجام نداده است؟
     
    البته کمبود امکانات حفاظتي براي يگان پاسداران در تمام استان‌هاي کشور ديده مي‌شود، اما بهتر است که سازمان متولي حفاظت از ميراث فرهنگي امکانات خود را به مناطق پرخطر ميراث فرهنگي کشور ارسال کند تا مانع از تخريب‌هاي گسترده از قبيل آنچه در باغملک رخ مي‌دهد، شود.