چه کسی رییس سازمان حفاظت محیط زیست می شود

آرمان: سازمان محیط زیست ایران، مظلوم‌ترین و فقیرترین سازمان، میان ارگان‌های دولتی است. اگر رئیس‌جمهور در معرفی رئیس جدید سازمان بیشتر از این تعلل بورزد، باید منتظر اتفاقات غیرمنتظره در این سازمان بود. این صحبت‌های محمد درویش، فعال محیط‌زیست است که نسبت به عدم معرفی رئیس جدید توسط دکتر روحانی، احساس نگرانی می‌کند. اتفاقات پیش‌آمده در آخرین روزهای دولت دهم و اتفاقات جدید در محیط‌زیست ایران نشان می‌دهد که این سازمان نیاز به رئیسی کاردان و کارشناس دارد. از معدن‌کاوی در مناطق چهارگانه تحت حفاظت سازمان محیط زیست تا واگذاری جزیره آشوراده در پناهگاه حیات‌وحش میانکاله به یک شرکت لبنی و تشکیل کارگروه نجات دریاچه ارومیه بدون حضور مسئولان محیط زیست درهیات دولت همه اتفاقاتی است که ناشی از عدم حضور رئیس سازمان محیط زیست است. محمد درویش، فعال محیط زیست به آرمان می‌گوید: «تعلل بیش از حد در انتخاب رئیس جدید، به نفع محیط زیست نیست. این عدم تصمیم‌گیری در سازمان منجر به بلاتکلیفی و بی‌تفاوتی کارشناسان و کارمندان شده است. زیرا تقریبا تمام وزارتخانه‌ها نیروهایشان مشخص شده‌اند و پیش به سمت برنامه‌ریزی برای سازمان متبوعشان می‌روند درحالی که سازمان محیط زیست همچنان بی‌سامان مانده است».

ابتکار، گزینه مطرح فعالان محیط زیست

حدس و گمان‌ها برای انتخاب رئیس سازمان محیط زیست به حد اعلای خود رسیده است. محمد درویش، درمورد گزینه‌های مطرح برای ریاست سازمان معتقد است: «در وهله اول دکتر معصومه ابتکار، گزینه مطرح بین فعالان محیط زیست است. اما درمورد گزینه‌های دیگر باید به دکتر نوریان اشاره کرد که ریاست سازمان هواشناسی را برعهده داشته است. درمورد گزینه بعدی به محمدباقر قالیباف اشاره می‌شود که گویا اخیرا دیداری با رئیس‌جمهور داشته‌اند و خبرش هم در رسانه‌ها منتشر شد. همچنین نام مجید عباسپور که سابقا رئیس دانشکده محیط زیست واحد علوم تحقیقات بود، هم به‌عنوان یکی از گزینه‌ها اشاره می‌شود و گزینه آخر محمدرضا تابش، عضو فراکسیون محیط زیست است».

گزینه جدید؛ عیسی کلانتری

از سویی دیگر ناصر کرمی، کارشناس محیط زیست و اقلیم‌شناس به آرمان می‌گوید: «گزینه دیگری روی میز آقای روحانی وجود دارد. عیسی کلانتری، وزیر کشاورزی دوران ریاست‌جمهوری آقای ‌هاشمی بوده است که به‌عنوان یکی از گزینه‌های مطرح این سازمان نام برده می‌شود. ایشان واکنش‌هایی درمورد اتفاقات محیط زیست داشته‌اند. درحدود یک ماه پیش مصاحبه‌ای داشتند و درمورد بحران خشکسالی اظهارنظر کردند. وی درمورد مطرح شدن نام معصومه ابتکار برای ریاست مجدد در سازمان می‌گوید: خانم ابتکار، تجارب خوبی دارند و به نسبت دیگران با عنوان یک فرد زیست‌محیطی شناخته می‌شوند، گرچه من به 8 سال ریاستشان بر سازمان محیط زیست، در گذشته انتقادهایی دارم، اما شاید این دوره به علت درخواست و مطالبات زیاد از محیط زیست و حساسیت این مجموعه، تلاش بیشتری برای این سازمان انجام دهند. گرچه ترجیح من این است، تعلل در معرفی رئیس جدید برای این باشد تا فردی متخصص پا به عرصه بگذارد».

تعلل درجهت شناخت یک گزینه مناسب، خوب است

فعالان و کارشناسان محیط زیست منتظر معرفی رئیس جدید این سازمان هستند، تا جلوی مصوبات و اتفاقات غیرزیست محیطی گرفته شود. اما ناصر کرمی، فعال محیط زیست معتقد است: «تعلل درجهت شناخت یک گزینه مناسب، خوب است. مضاف بر اینکه دولت جدید می‌تواند، مصوبات و قانون‌هایی که شائبه دارد، پس بگیرد. از سویی دیگر، طرفدار محیط زیست بودن با علاقه‌مندی فرد به حفاظت از محیط زیست فرق دارد. همه انسان‌ها به محیط زیست علاقه دارند و از تخریب آن ناراحت می‌شوند. اما من در میان گزینه‌های پیشنهادی تجارب و سوابق فردی را نمی‌بینم که گزینه اصلی در مخالفت با یک طرح غیرزیست‌محیطی داشته باشد. تا مدتی محمد نوریان، جزو گزینه‌های اصلی سازمان به شمار می‌آمد، اما طرفداران محیط زیست استقبالی نکردند، زیرا ایشان را فرد شناخته‌شده‌ای نمی‌دانستند».

قالیباف شهردار زیست‌محیطی خوبی نبود

نام محمدباقر قالیباف، به‌عنوان یکی از گزینه‌های جدی سازمان محیط زیست برده می‌شود. البته به‌طور قطع در این مورد نمی‌توان نظر داد. اما چند روز پیش قالیباف دیداری با روحانی داشت که خبر آن در رسانه‌ها درج شد. درحالی که هنوز ریاست سازمانی که با طبیعت ایران ارتباط دارد مشخص نشده است. ناصر کرمی، فعال محیط زیست می‌گوید: «درمورد محمدباقر قالیباف، احتمال اینکه به ریاست این سازمان برسد را کم می‌دانم. چراکه شاید قالیباف، شهردار خوب پایتخت باشد، اما شهردار زیست‌محیطی نبوده است. در دوران ریاست قالیباف بر شهرداری با اینکه همیشه خود را طرفدار محیط زیست می‌داند، بارها کارشناسان و طرفداران محیط زیست نسبت به اقدامات او انتقاد داشته‌اند>.

یک رجل سیاسی محیط زیستی

تقریبا تمام وزارتخانه‌ها یا سازمان‌ها دارای وزیر و رئیس و سرپرست شده‌اند. دراین میان سازمان محیط زیست غریب مانده و هنوز کسی بر مسند ریاستش تکیه نزده است. گزینه‌های احتمالی می‌آیند و مطرح می‌شوند اما هنوز تا انتخاب زمانی باقی مانده است. محمد درویش، کارشناس محیط زیست می‌گوید: «درمورد ریاست سازمان محیط زیست، دو گزینه جای دارند که در آن بگنجند. درواقع حضور کسی که یک رجل سیاسی باشد که از قدرت بالا برخوردار باشد تا بتواند به این سازمان وزن بدهد. متاسفانه سازمان محیط زیست ایران، یکی از مظلوم‌ترین و فقیرترین سازمان‌ها به‌شمار می‌آید. حضور فردی متخصص که مورد احترام مجامع ملی و بین‌المللی باشد یا فردی که سیاستمدار با نفوذ باشد، این سازمان را احیا می‌کند.»

این فعال محیط زیست تاکید کرد: «به‌عنوان یک رجل سیاسی که تخصص هم دارد می‌توان به معصومه ابتکار اشاره کرد که 8سال سابقه ریاست سازمان محیط زیست را داشتند و 6 سال هم در کمیته محیط زیست شورای شهر مشغول فعالیت بودند. از سویی دیگر محمدباقر قالیباف، قدرت سیاسی خوبی دارد که می‌تواند در جریان مدیریتی این سازمان به‌خوبی عمل کند. البته ناگفته نماند، هر دوی این گزینه‌ها، از لحاظ مدیریتی دارای ضعف‌ها و اشتباهاتی بوده‌اند که امید است با توجه به حساسیت این سازمان از میزان اشتباهات کم شود. زیرا آقای روحانی بعد از تشکیل دولتشان به اهمیت سازمان محیط زیست بسیار تاکید کردند، حتی به دعوت ستاد آقای روحانی، نظرسنجی انجام شد که حدود 900 نفر از فعالان و کارشناسان محیط زیست در آن شرکت کردند و نیمی از افراد به خانم ابتکار رای دادند. و حالا جای سوال وجود دارد با توجه به حساسیت رئیس‌جمهور جدید نسبت به مسائل زیست محیطی، چرا هنوز در انتخاب رئیس جدید تعلل می‌کنند؟ آیا این موضوع نشان‌دهنده ملاحظات زیست‌محیطی است یا کم‌اهمیتی این موضوع».

صندوق خالی بانک‌ها در سال پایانی دولت احمدی‌نژاد

خبرآنلاین: براساس تازه‌ترین گزارش بانک مرکزی در اسفند سال 91 بالغ بر 7/99درصد از منابع بانکی کشور به شکل تسهیلات پرداخت شده است.

به این ترتیب براساس مانده اعلام شده کل منابع آزاد سیستم بانکی رقمی معادل 3/1هزارمیلیارد تومان است، به‌عبارتی ساده‌تر می‌توان گفت در ابتدای سال 92 و در آخرین ماه‌های فعالیت دولت دهم، در عمل صندوق بانک‌ها خالی از منابع است و در صورتی که دولت بخواهد توان تسهیلات‌دهی بانک‌ها را افزایش دهد مجبور به چاپ اسکناس با استقراض است.

 البته نکته قابل تامل آنکه طی سال‌های 84 تا 91 در عمل در بسیاری از موارد، حجم تسهیلات پرداختی نسبت به منابع جذب‌شده سیستم بانکی به 110‌درصد نیز نزدیک شده (در اسفند سال 90 معادل 111‌درصد از منابع جذب‌شده بانک‌ها تسهیلات پرداخت شده است) کاهش این نرخ به رقم صددرصد از سوی بانک مرکزی به عنوان یکی از نقاط قوت محمود بهمنی اعلام شده است.

لیست احتمالی استانداران 12 استان کشور

آرمان: شنیده شد که با توجه به استقرار وزیر جدید کشور در ساختمان میدان فاطمی و آغاز به کار رسمی رحمانی فضلی به عنوان وزیر کشور، در حال حاضر گمانه‌زنی‌ها بیشتر بر روی استانداران استان‌های مختلف کشور معطوف شده است به گزارش سلام نو، با توجه به رایزنی‌های گوناگون و بحث‌های جریانات سياسي و اجتماعي از جمله جریانات حامی دولت در استان‌ها، تا این لحظه شانس برخی گزینه‌ها برای تصدی استانداری بیش از بقیه است که در ادامه برخی از این موارد آمده است: استان بوشهر: اسماعيل تبادار، خراسان شمالي: دكتر احمد محقر - مهدي عارف پور - مهدي كار انديش اصفهان: سيدمحمود حسيني – ميرلوحي، خراسان رضوي: اميني - دكتر علي محقر، گلستان: محمدرضا صالحي، تهران: علي اصغر احمدي - علی اوسط هاشمی، مركزي: زاهدي - حسن پور، البرز: دكتر سيدعلي ميرباقري - خدمتگذار، ايلام: رسول مهرپرور، اردبيل: اقبال عباسي-كامكار، خراسان جنوبي: مهدي آيتي - جمالي پور، خوزستان: مقتدايي - عبداله كعبي

لیست احتمالی استانداران 12 استان کشور

آرمان: شنیده شد که با توجه به استقرار وزیر جدید کشور در ساختمان میدان فاطمی و آغاز به کار رسمی رحمانی فضلی به عنوان وزیر کشور، در حال حاضر گمانه‌زنی‌ها بیشتر بر روی استانداران استان‌های مختلف کشور معطوف شده است به گزارش سلام نو، با توجه به رایزنی‌های گوناگون و بحث‌های جریانات سياسي و اجتماعي از جمله جریانات حامی دولت در استان‌ها، تا این لحظه شانس برخی گزینه‌ها برای تصدی استانداری بیش از بقیه است که در ادامه برخی از این موارد آمده است: استان بوشهر: اسماعيل تبادار، خراسان شمالي: دكتر احمد محقر - مهدي عارف پور - مهدي كار انديش اصفهان: سيدمحمود حسيني – ميرلوحي، خراسان رضوي: اميني - دكتر علي محقر، گلستان: محمدرضا صالحي، تهران: علي اصغر احمدي - علی اوسط هاشمی، مركزي: زاهدي - حسن پور، البرز: دكتر سيدعلي ميرباقري - خدمتگذار، ايلام: رسول مهرپرور، اردبيل: اقبال عباسي-كامكار، خراسان جنوبي: مهدي آيتي - جمالي پور، خوزستان: مقتدايي - عبداله كعبي

ایرانی های ساخت چین

خبرساخت و واردات فرش چینی، زعفران چینی، صنایع دستی چینی، پسته چینی و در جدیدترین خبر خاویار چینی به بازارهای جهانی نشانه هایی از تلاش کشور اژدهای زرد برای ربودن عرصه رقابت در بازار این محصولات از دست کشور مادر یعنی ایران است.
پسته، فرش، زعفران، برخی صنایع دستی و خاویار محصولاتی هستند که از گذشته های دور تا کنون کشور اصلی محل تولیدشان ایران بوده است. در بسیاری از کشورهای دنیا این محصولات را با نام ایران می شناسند. با این حال اما  چند سالی است این محصولات کاملا ایرانی حتی در همین بازار داخل کشور هم رقبایی همجنس پیدا کرده اند که در یک ویژگی با هم مشترکند و آن هم چینی بودنشان است. 

خبرساخت و واردات فرش چینی، زعفران چینی، صنایع دستی چینی، پسته چینی و در جدیدترین خبر خاویار چینی به بازارهای جهانی نشانه هایی از تلاش کشور اژدهای زرد برای ربودن عرصه رقابت در بازار این محصولات از دست کشور مادر یعنی ایران است.

چینی ها به یمن رشد اقتصادی چشمگیر خود در سال های اخیر که به صورت میانگین در ده سال گذشته بالای 7 درصد بوده، در همه بخش های اقتصادی و تولیدی و صنعتی خوش درخشیده اند و تلاش می کنند برای از دست ندادن این جایگاه هر روز عرصه های جدیدی از تولید کالا را برای خود دست و پا کنند.

 آنها در این راه بازارهای جهانی را به دقت زیر ذره بین گذاشته و بررسی می کنند کدام کالاها در این بازار قابلیت جذب مشتری را دارد. سپس با طراحی یک برنامه هدفمند، منظم و حساب شده برای در اختیار گرفتن آن بازار اقدام می کنند. روشن است تلاش آنها برای ورود به عرصه تولید محصولاتی که پیش از این دنیا انها را به ایرانی بودن می شناخت برنامه ای با همین هدف است.

کارشناسان اقتصادی چینی در این راه از بی برنامگی و هدفمند نبودن اقدامات برای تولید و عرضه این محصولات به بازار در ایران به خصوص در 8 سال گذشته بیشترین و بهترین بهره ممکن را برده اند، به گونه ای که نه تنها بازار جهانی این محصولات را از دست رقبای ایرانی خارج کردند بلکه در پاره ای مواقع حتی توانستند محصولاتشان را به خود ایران هم بفروشند.

کافی است به بازار صنایع دستی ایران نگاهی انداخته شود. از بازارچه های صنایع دستی میدان نقش جهان اصفهان، تا روستای لالجین همدان و خیابان‌های شیراز و مشهد و تهران مغازه های فروش صنایع دستی پر اسات از سفال و گلیم و منبت و دیگر محصولات دست ساز صنعت کاران چینی. تا کنون بارها فعالان عرصه صنایع دستی در کشور اعتراض خود را نسبت به این وضعیت به گوش مسئولان رسانده اند اما نتیجه چندانی در پی نداشته است. 

همانطور که در ابتدای این گزارش آمده است قصه ایران و چین فقط به همین یک محصول خلاصه نمی شود؛ در سال های اخیر و به خصوص پس از آغاز تحریم های ظالمانه کشورهای غربی بر علیه ایران کشور چین بیشترین بهره را از این وضعیت برده است.

 آنها از یک سو هم بازار داخل ایران در همه بخش ها از کالاهای مصرفی تا کالاهای صنعتی و سرمایه ای را به صورت یکجا در اختیار گرفته اند و هم از ممنوعیت مبادله و فروش کالاهای ایرانی در دیگر نقاط جهان استفاده لازم را کرده اند و با بهره گیری از این خلا کالاهای بدلی خود  را به جای کالاهای با کیفیت ایرانی به خریداران مشتاق در گوشه و کنار جهان رسانده اند. 

در ادامه به تلاش های این کشور که از جبر زمانه در فضای بین المللی امروز اصلی ترین دوست و شریک تجاری ایران شده است، برای ورود به عرصه تولید کالاهای ایرانی نگاهی انداخته ایم.

خاویار
با این که در تمام دنیا خاویار را به اسم ایران می شناسند و این محصول ایرانی با کیفیت ترین و گران ترین خاویار در جهان است اما خبر تولید خاویار چینی جدیدترین خبر از تلاش چینی ها برای گرفتن بازار از دست ایرانیان است.

 این خبر را روز جمعه 25 مرداد ماه ارسلان قاسمی مدیرعامل اتحادیه سراسری شرکت‌های تعاونی تکثیر و پرورش میگو و ماهی در گفتگویی با فارس اعلام کرد: " کشور ایران از گذشته در تولید خاویار، شناخته شده است با این حال در سال گذشته در کشور ما تنها 60 کیلو گرم خاویار پرورشی تولید شده است، در حالی که چین اکنون 10 تن خاویار پرورشی تولید می‌کند و از کارشناسان ایرانی برای تولید محصول خاویار بهره ‌برده است. همچنین در 12 سال پیش تولید خاویار از دریای خزر حدود 300 تن بود که سال گذشته به 3 تن رسید."

 به گفته این مقام مسئول در سازمان شیلات ایران در 7 سال گذشته میانگین هر 9 ماه یکبار مدیر سازمان تغییر کرده است و همین نشان می ‌دهد ثبات تصمیم گیری و برنامه ریزی پایدار در کشور ما وجود ندارد. قاسمی معقتد است این سازمان عملکرد مناسبی ندارد و نبودش بهتر از بودنش است.

فرش
داستان فرش و گره خوردن آن به نام ایران به ده سال و صد سال گذشته بر نمی گردد، قرن هاست ایرانیان نامشان با تولید فرش های دستباف ارزشمند گره خورده است. به پشتوانه همین نام برای سالها ایران اصلی ترین تولیدکننده فرش دستباف جهان بود، با این حال مدتهاست چینی ها به این بازار پر رونق و ارزشمند هم پی برده و بخش مهمی از آن را با محصولات کم کیفیت و ارزان قیمت خود از دست ایرانیان خارج کرده اند.

 البته همه ماجرای فرش فقط به تلاش چینی ها مربوط نیست، بلکه به گفته کارشناسان کاهش کیفیت فرش دستباف ایرانی، سلطه دلالان و واسطه ها بر این بازار، عدم بازاریابی حرفه ای و کارشناسی به علاوه تحریم های بین المللی دست به دست هم داده تا این بازار هم آرام آرام از دست ایران خارج شود و فرصت برای عرض اندام چینی ها در این بازار مهیا شود.

 آنها از فضای ایجاد شده بهره کافی  را بردند و با تولید فرش هایی با طرح و نقشه های ایرانی با اسم های جعلی مشابه اسامی مشهور ایرانی مانند فرش کاشان و تبریز بخش مهمی از بازار فرش دستباف جهان را به دست گرفته اند. 

زعفران
کاشت زعفران در ایران به خصوص زعفران خراسان قدمتی ۳۰۰۰ ساله دارد و هم اکنون 95 درصد بازار این محصول در اختیار ایران است. به گواه اسناد تاریخی ایرانیان مردمی بودند که با صدور زعفران به بسیاری از نقاط جهان باستان، خواص آن را به یونانی‌ها، رومی‌ها، چینی­‌ها و اقوام سامی از جمله عرب‌ها معرفی کردند و شیوه زراعت آن را در سده‌های اول تا چهارم هجری به امت‌های اسلامی اطراف مدیترانه آموختند.

 اگر چه در جهان بازار اصلی زعفران به نام اسپانیا و بسته بندی های این کشور مشهور است اما همه میدانند این کشور محصول ایرانی را خریده و با بسته بندی به جهان می فروشد. با این حال چند وقتی است سروکله چینی ها در این بازار هم پیدا شده است.

 این خبر را علی حسینی عضو شورای ملی زعفران به ایسنا اعلام کرد و نسبت به توسعه کشت گلخانه‌ای زعفران در چین هشدار داد، او گفت: "توسعه کشت‌های گلخانه‌ای در کشوری مانند چین و تولید زعفران‌های تقلبی که عمدتا در امارات و هند تولید می‌شود خطر جدی برای این محصول استراتژیک و دارای مزیت ایرانی است. " تجربه و شناختی که از چینی ها وجود دارد نشان می دهد این خبر را باید جدی گرفت.

صنایع دستی
گفته می شود ۲۵۰‬ رشته هنرهاي سنتي و صنايع دستي در ايران وجود دارد و کشور ما از این لحاظ یکی از کشورهای سرآمد در دنیا است، با این حال چندین سال است بازار صنایع دستی کشور به دست چینی ها افتاده، ازجمله محصولات چینی به ظاهر مشابه صنایع دستی ایران می‌توان به کفش‌های روکش گلیمی، چاپ سنتی پارچه، رودوزی، شیشه‌گری، قلم‌زنی، طلاکوبی و خاتم‌کاری اشاره کرد که کیفیت مواد به کار رفته در آن‌ها پایین و قیمت‌شان یک‌سوم محصولات ایرانی است و حضور شان در بازار به تعطیلی بسیاری از کارگاه‌های صنایع دستی کشور انجامیده است. 

فعالان عرصه صنایع دستی فاکتور قیمت را مهم ترین عامل کشش پذیرى مصنوعات چینى مى دانند و مى گویند این محصولات به قدرى به صنایع دستى تولید شده در ایران شبیه است که بعضا خریداران این محصولات فرقى میان آنان حس نمى کنند. چینی ها با همین نقطه قوت توانسته اند نه تنها در بازار جهانی که حتی در قلب ایران هم محصولات خود را به مشتریان عرضه کنند و این عرصه را از دست صاحب اصلی یعنی ایران خارج کنند.

پسته
ورود چین به بازار پسته را هنوز خیلی ها جدی نگرفته اند، اگر چه ایران و آمریکا سالهاست اصلی ترین تولید کنندگان پسته در دنیا محسوب می شوند و بخش عمده ای از بازار این محصول در اختیار این دو کشور است. اما اخبار نشان می دهد چینی ها برای ورود و تصاحب این بازار دورخیزی جدی کرده اند. چین هم اکنون بعد ایران ، آمریکا، و ترکیه رتبه چهارم تولید پسته را در اختیار دارد و تلاش های منسجم و برنامه ریزی شده ای را برای افزایش تولید خود در دست اجرا دارد.

 خبر این تلاش ها را در نشریه داخلی انجمن پسته ایران می توان به وضوح دید، از آنجا که این کشور اصلی ترین بازار پسته ایرانی است گروهی از اعضای این انجمن در سال 90 به چین سفر کرده و در سفر خود از تلاش های این کشور برای تولید پسته و باغات این محصول بازدید می کنند. 

جزئیاتی از این تلاش چینی ها در این خبرنامه آمده است که نشان از تلاش جدی چینی ها در این زمینه دارد، چینی ها 12 سال است به تولید پسته رو آورده اند و دانشگاه کشاورزی پکن بخش ویژه ای را به این موضوع اختصاص داده است.

نکته گفتنی در این زمینه آن که نمی توان مانع تلاش دیگر کشورها برای رشد اقتصادی کشورشان شد، آنچه در این راه قابل نقد و بررسی است کم کاری و بی برنامگی از سوی طرف ایرانی برای از دست دادن بازار این محصولات است. بدون تردید اگر در داخل کشور برای هر کدام از این محصولات اقداماتی حساب شده و کارشناسی انجام شود باز هم ایران در تولید این محصولات حرف اول را خواهد زد.
 

سفره های آسمانی در شبکه خوزستان

سفره های آسمانی عنوان مجموعه برنامه ایی از شبکه خوزستان است که هر شب ساعت ۲۱ از این شبکه پخش می شود ونسبت به انعکاس سفره های آسمانی افطار که در سطح شهر برای ایتام ونیازمندان توسط مردم نوع دوست وخیرین محترم گسترده می شود گزارش  ونسبت به ترویج این سنت حسنه اقدام می کند.این برنامه در۳۰ قسمت ۱۵ دقیقه ایی با ساختار گزارشی تهیه می گردد .عوامل این برنامه عبارتند از :تهیه کننده :منوچهربرون؛گزارش :حسین مقدم ؛تصویر برداران :ترابی ؛شهریاری وقریبیان ؛صدابردار:ناصری؛جمالی زاده وتدوین :مهدی هارونی کمیتکی

(طنز) پاسخ شجریان به نامه افتخاری!

پوریا عالمی در روزنامه شرق نوشت:

«اجازه بفرما تو مرا ممدرضا صدا کنی. حتی مملی. اما من چگونه تو را به نام کوچکت صدا بزنم استادا؟»

«نفسم، عمرم، امیدم، دشتی‌ام، علیرضا جانم، افتخاری‌ام ببخش که پاسخ به نامه‌ات دیر شد. راستش الان سه روز است با کمک دیکسیونری و دیکشنری‌های فارسی قدیم به فارسی منسوخ، فارسی محله شما به فارسی امروز ایران، بنگلادشی به فارسی میانه، اوستایی به فارسی قدیم و همچنین تاریخ طبری به تاریخ هجری‌ شمسی مشغول ترجمه نامه‌ات هستم. راستش را بگو، دفتر انشای کلاس ششمت را پیدا کردی؟ مرسی پسرم. کار خوبی کردی. ولی آخه چرا؟ عزیزم، پاسخ نوشتن به نامه‌ات برای من خیلی زحمت داشت. ببین، بالاغیرتا فقط بوخون، دیگه ننویس.

اما پاسخ نامه‌ات؛

نوشته‌ای «ما آجر نیستیم که بمانیم.»

آجر نیستیم؟ آهکیم؟ گچ گچسریم؟ سیمان سمنانیم؟ سنگ دهبیدیم؟ مصالح ساختمانی سنگستانی و پسران، به جز علیرضاییم؟ ما چیستیم؟ از وقتی تو گفتی ما آجر نیستیم من به فکر فرو رفته‌ام که ما چیستیم؟ آیا اگر در مصالح ساختمانی آجر نیستیم در جاهای دیگر چی نیستیم؟ در سبزیجات هویج نیستیم؟ چغندر نیستیم؟ در لوازم منزل آباژور نیستیم؟ در وسایل ماشین ترمزدستی نیستیم؟ در ابزار و یراق لولا نیستیم؟ در ساعات روز لنگ‌ ظهر نیستیم؟ واقعا چرا آجر نیستیم؟‌ داری ساختمان می‌سازی و ذهنت درگیر شده؟ چیزی شده بگو.

نوشته‌ای «باید هر کدام در نوای هم بخوانیم.»

آفرین. تا حالا به ذهن من نرسیده بود. زنگ زدم تالار وحدت و هماهنگ کردم. قرار شد آخر هفته یک کنسرت بگذاریم نوایی نوایی، در نوای هم بخوانیم. خوبه؟

نوشته‌ای «ما باید اسم همدیگر را صدا بزنیم.»

راست می‌گویی. دو تا استاد که به هم برسند دیگر به هم استاد نمی‌گویند. می‌زنند روی پای هم، لپ هم را می‌کشند و شوخی ملموس می‌کنند. باشد. حرفی نیست. اما اجازه بفرما تو مرا ممدرضا صدا کنی. حتی مملی. اما من چگونه تو را به نام کوچکت صدا بزنم استادا؟ استادا آزموده را آزمودن خطاست.

نوشته‌ای «ما باید همایون هم باشیم.»

پس همایون چی؟ اگر ما همایون هم باشیم، همایون نسبتش با ما چه می‌شود؟ یعنی من بشوم همایون؟ بعد ثبت احوال ایراد نمی‌گیرد که چرا خودم همایون، پسرم همایون، استاد افتخاری هم همایون؟ بعد فردا کنسرت بگذاری، می‌خواهی بگویی کنسرت همایون؟‌ ای کلک. اگر راست می‌گویی چرا افشاری هم نباشیم؟ یا بیات ترک؟

نوشته‌ای «ما نباید ورود را از هم بپوشانیم ...»

به جون همایونم هنوز نفهمیدم یعنی چی. من کی ورود را از تو پوشاندم؟ ورود پوشاندنی است؟ یا پوشیدنی؟ شاید منظورت این است که به هم نوعی لباس بپوشانیم؟ چون دو روز است دارم ورود را می‌پوشانم ولی از هرکسی می‌پرسم می‌گوید ورودت پوشیده نیست.

نوشته‌ای «چرا هوا را آنچنان برای هم سرد کرده‌ایم که باید در دیدارهایمان با پالتوی زمستانی باشیم؟»

در رو بستم استاد.

نوشته‌ای «نباید دیگران برای ما تصمیم بگیرند، کدام طرف برو، کدام طرف نرو.»

الان‌ داری برای من تصمیم می‌گیری؟

نوشته‌ای «حیف کسی نیست برای خودمان شعر بگوید.»

حیف کسی نیست یعنی چی؟ یعنی کسی برای ما شعر بگوید حیفش است؟ یا یک کاما بعد از حیف است؟‌ داری افسوس می‌خوری کسی نیست برایت شعر بگوید؟ اتفاقا ریچارد براتیگان گفته بود همه دختران باید شعری داشته باشند که برای آنان نوشته شده باشد.

نوشته‌ای «کسی نیست ترقه‌ای به زمین بزند تا همه از حصاری که سرمای وجودمان را احاطه کرده، بیدار شویم.»

راستش من تا حالا از حصار بیدار نشدم. آن هم حصاری که سرمای وجودم را احاطه کرده باشد. بنابراین اگر ترقه هم بزنی من از حصارم بیدار نمی‌شوم.

نوشته‌ای «من چرا در گذر وجود شما از کنار جدول‌های دسته‌جمعی بگذرم، آن هم غریب و تنها.»

جان ممدرضا، کتاب متاب چی می‌خونی؟

نوشته‌ای «دوست دارم یکی مرا صدا بزند با اسم کوچک رضا، رضا، رضا!»

رضا... رضا... رضا... خوبه؟ نه؟ رضا... رضا... رضا... استادا...

نوشته‌ای «ما ته خط رسیدیم.»

یعنی می‌خواهی من را هم با خودت بکشانی؟ یا به‌ زور خط پایان را بکشی جلو؟ یعنی هر جا کم آوردی آخر خطه؟

نوشته‌ای «کمی پای گرمای هم بنشینیم. این بهترین یادگاری است که برای هم می‌نویسیم.»

چیزی برای گفتن ندارم.

نوشته‌ای «محمدرضا شجریان دوستت داریم. اما نه با پیغام.»

من هم دوستت دارم عزیزم.

نوشته‌ای «خود را در لای یادداشت وزینت نپیچ. غریبی نکن.»

اول، من کی یادداشت نوشتم برات آخه؟ دوم اینکه نه عزیزم، لای یادداشت آخه چطوری بپیچم خودم‌رو؟ ولی با خواندن نامه‌ات تب و لرز کردم و الان خودم را لای پتو پیچیدم.

نوشته‌ای «بیا سکوت را بشکن با نوای خود.»

رضا... رضا... رضا... من کنسرت نمی‌تونم برگزار کنم بابا. سکوت نکردم. بای هانی.»

(طنز) دلار رسما کشید بالا!

پوریا عالمی در روزنامه شرق نوشت:

بالا و پایین
رسما کشید بالا. قیمت دلار را عرض می‌کنم. ما راضی هستیم. تا دیروز رسمی پایین بود، غیررسمی هی می‌رفت بالا و بالاتر. آدم معذب بود. بازار معذب بود. کسبه معذب بودند. دانشجوها معذب بودند. اقتصاددانان معذب بودند. وزیر اقتصاد که نه، انجمن کشتی‌گیران خارج از گود، همه معذب بودند. فقط جمشید بسم‌ا... و اوراد دیگر راضی بودند. الان خوشبختانه دولت هم کشید بالا و مردم و دولت در یک وضعیت قرار گرفتند و بالا و پایین مسایل اقتصادی یکی شده است. اما تحلیلگران اقتصادی واقعا هنگ کردند و دیگر نمی‌دانند چیکار کنند. یکی‌شان گفت: قبلا رسمی پایین بود، آزاد بالا می‌کشید. الان رسمی را بالا کشیدند، آزاد چیکار کند؟ لطفا مسوولان مدنظر قرار دهند. 

اداره سیاسی
حاجی‌بابایی گفت: «آموزش‌وپرورش را سیاسی اداره نکردیم.» ما متوجه شدیم از اساس با حاجی‌بابایی اختلاف‌نظر داریم. یعنی وزیر معتقد است کاری که توی این مدت کرده «اداره کردن» بوده، اما سیاسی اداره نکرده. در حالی‌که ما تا حالا فکر می‌کردیم آموزش‌وپرورش را وزارت کشاورزی اداره می‌کند. یعنی انداختند تنگ مناطق باران‌خیز و دیمی‌دیمی بهش می‌رسند. راستش، از شما چه پنهان، دیمی‌دیمی هم بود، بازده بهتری داشت و آمار تلفات و مصیبت‌هاش کمتر بود. 

فرهنگستان فانتزی زبان و ادب فارسی
«ابرستاره از پنجره به بارکنج نگریست و همجوار آبشویه افشانه زد و با پا بافه را کناری زد. سپس در پَرْوَندان دنبال پَرْوَن‌جاها گشت. اما نبود. چراغک سرد بود و خمیراک ماسیده بود. یادش آمد پی‌غذا نخورده. هوس برگک کرد. ابرستاره در پایان اعصابش خرد شد و سه تا پوشینه خورد و پوشن را از روی چتربال برداشت و خودش را از دست فرهنگستان زبان و ادب فارسی فانتزی با بادپر به بیرون پرت کرد.» متن بالا با استفاده از کلمات جدید مصوب فرهنگستان مفخم زبان و ادب فارسی تهیه شده است که برای چزاندن بچه مناسب است. 
کلمات پایین مصوبات فرهنگستان فانتزی است که احتمالا برای شادسازی جامعه تهیه شده است. 
ابرستاره = سوپراستار/ بارکنج = کانتینر
آبشویه = فلاش‌تانک/ افشانه = اسپری
بافه = کابل/ پَرْوَندان = زونکن
پَرْوَن‌جا = فایل/ چراغک = وارمر
خمیراک = پاستا/ پی‌غذا = دسر
برگک = چیپس/ پوشینه = کپسول
پوشن = کاور/ چتربال = پاراگلایدر
بادپر = گلایدر/ فانتزی = نامتعارف، غیرمعمولی، غیرضروری. 

با این اوصاف به نظر ما که عملکرد فرهنگستان زبان و ادب فارسی کاملا فانتزی است. پایان. 

هر ايرانی چند بشكه نفت دارد؟

بر اساس آمارهای بین‌المللی تاکنون در ۱۰۶ کشور جهان نفت کشف شده و ایران در میان این کشورها از نظر سرانه ذخایر نفتی در رتبه ۱۰ قرار گرفته است.

به گزارش تسنیم،‌ آمارهای بین المللی از وجود نفت در ۱۰۶ کشور جهان خبر می‌دهد و ایران یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر نفتی در جهان به‌شمار می‌رود. 

اما اگرچه ایران پس از عربستان،‌ ونزوئلا و کانادا رتبه چهارم جهان از نظر میزان ذخایر نفتی را به خود اختصاص داده است از نظر سرانه ذخایر در جایگاه دهم جای گرفته است. 

کویت از نظر میزان سرانه ذخایر نفتی رتبه نخست جهان را به خود اختصاص داده است. به‌ازای هر فرد کویتی ۳۸ هزار و ۳۵۵ بشکه نفت در این کشور وجود دارد. پس از کویت،‌ کشور امارات با سرانه ۱۸ هزار و ۴۰۳ بشکه در رتبه دوم و قطر با سرانه ۱۳ هزار و ۱۰۲ بشکه در رتبه سوم از این نظر قرار گرفته‌اند. 

کشور عربستان که بزرگترین دارنده ذخایر نفتی جهان شناخته شده است از نظر سرانه ذخایر نفتی رتبه بهتر از ۴ را به‌دست نیاورده است. سرانه ذخایر نفتی در این کشور ۹ هزار و ۹۷۱ بشکه برآورد شده است.